“امیدوارم هیچ زندانی به روی فکر و اندیشه افراد نباشد و حتی برای بزهکاران هم زندان نداشته باشیم”.
به گزارش قلم نیوز، زهرا رهنورد در هفتمین کنگره حزب جوانان ایران اسلامی در سخنانی کوتاه به اهمیت انتخابات دهم و نقش جوانان در انتخابات و ارتباط و تعامل این دو مقوله با یکدیگر پرداخت و با تاکید بر اینکه ” انتخابات دهم نمیتواند بیهدف باشد و این انتخابات دارای اهداف بزرگ و گستردهای است” گفت: ما انقلاب کردیم با یکسری آرمانهای نوآورانه و دینی و باید این آرمان ها را با نگاه امروز دنبال کنیم.
رییس سابق دانشگاه الزهرا(س) با بیان اینکه ” آنچه که پیش روی ماست این است که به ارزشهای انقلاب از زاویه امروز برگردیم” ادامه داد: ما همه آرزومند هستیم که دولتی سرشار از نشاط ، شادابی و سازندگی داشته باشیم و در این ارتباط جوانان نقش بسیار موثر و مهمی را دارند.
وی با بیان اینکه ” جوانان ما آزادی بیان، آزادی اندیشه و قلم میخواهند و میخواهند سرشار از انرژی به سمت آینده حرکت کنند و دارای خلاقیت باشند” ادامه داد: متاسفانه در این ۳۰ سال کمتر به این عنصر خلاقیت توجه شده است. از جوانان نیز انتظار میرود قدر آن چیزی را که انقلاب برای آنها به ارمغان آورده است را بدانند.
وی با بیان اینکه ” دو انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی جزو حرکتهایی بوده که از بطن مردم جوشیده است” افزود: به دلیل موقعیت استراتژیک کشور ما ، حاکمیتهایی که در طول تاریخ در کشور ایجاد شده معمولا حاکمیتهای تهاجمی بوده، اما انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی حرکت هایی است که از بطن مردم جوشیده است و ما افتخار داریم بعد از یک صد سال از وقوع انقلاب مشروطه انقلاب اسلامی ایران رخ داد، انقلابی که عزت برای کشور ما و ملت ما به وجود آورد.
این استاد دانشگاه گفت: یکی از دلایلی که ما اینجا جمع شدهایم این است که احساس کردیم در وضعیتی که امروز در آن قرار داریم آن جوشش درونی و آرمان های بلند را نمیتوانیم حاضر ببینیم، آن فضای آزادی بیان و قلم و آن اقتصادی که مناسب کشور ماست به دلیل سیاستهای نادرست، رفتارهای ماجراجویانه در سطح بین المللی و ملی، تصمیمات بدون مشورت در کشور حاضر نیست و احساس نمیشود.
وی بابیان اینکه ” ما انتظار داریم که خوب عمل شود و شرایط مناسب شود” گفت: ما برای تحقق این امر باید خودمان به صورت فعال در عرصه انتخابات باید حضور داشته باشیم.
وی همچنین به حق متقابل ملت و دولت اشاره کرد و گفت: ما باید با هم پیش برویم و حضوری فعال در عرصه انتخابات داشته باشیم تا بتوانیم آرمانهای بلندمان را پیگیری کنیم.
رهنورد همچنین با تاکید بر اینکه ” هرکس رییسجمهور شد باید نظارت دایمی را بپذیرد و نباید دولت به حال خود رها شود” گفت: ما در طول این ۳۰ سال در مقاطعی شاهد نظارت دقیق نبودهایم و شاید یکی از دلایل آن کمبود NGO ، احزاب و نهادهای مدنی بوده است.
وی خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامی ما بر اساس آرمانهای بلندی رخ داد و ما باید این آرمانها را پیگیری کنیم.من با هرگونه زندانی از جمله ایجاد کردن زندان بر روی فکر واندیشه مخالف هستم و نباید زندانی روی فکر و اندیشه باز شود، البته من چون آدم آرمانگرایی هستم با هرگونه زندانی مخالفم و معتقدم که در مورد بزهکاران نیز میتوان با روشهای اصلاحی و تربیتی رفتار و آنها را اصلاح کرد.
وی همچنین گفت: ما در انتخابات دهم باید از زاویه امروز نه متحجرانه و ارزششکنانه به سوی آرمان بلند انقلاب برویم و به تعامل دولت و ملت به خصوص جوانان توجه ویژهای داشته باشیم و بحث نظارت بر دولت را بسیار جدی پیگیری کنیم.
رهنورد در پایان خاطرنشان کرد: امیدوارم هیچ زندانی به روی فکر و اندیشه افراد نباشد و حتی برای بزهکاران هم زندان نداشته باشیم. و چون من انسان آرمانگرایی هستم با هر گونه زندان مخالفم و عقیده دارم میشود با روشهایی غیر از زندان نیز اقدام کرد.
قلم



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
