جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به دعوت «کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه» صبح روز جمعه اول خرداد ماه ۱۳۸۸ با حضور در منزل حسن شفا از فعالان کارگری، از آخرین وضعیت این عضو بازاشت شده تعاونی مسکن فلزکار و مکانیک و دیگر اعضای بازداشت شده این تعاونی، مطلع شدند.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، مراجعه هر روز خانواده های اعضای بازداشت شده تعاونی مسکن فلزکار و مکانیک به دادگاه انقلاب و همچنین حضور آنان در مراکز مختلف از جمله مجلس شورای اسلامی و دفتر حقوق شهروندی قوه قضاییه که با عدم پاسخگویی از طرف آنها همراه بوده است، انتقاد حاضران را به دنبال داشت؛ بر این اساس آنان از مسئولان قضایی خواستند تا موازین دادرسی عادلانه را در خصوص افراد بازداشت شده، رعایت کنند. بازداشت هایی که با انتقاد نهادهای مدنی در ایران و مجامع بین المللی مواجه بوده است.
چرا که حسب اعلام خانواده های اعضای بازاشت شده تعاونی مسکن فلزکار و مکانیک، با وجود پیگیری های خانواده ها برای اطلاع از وضعیت بازداشت شدگان، پاسخی صریح به این پیگیری ها داده نشده است.
همانگونه که خانواده های اعضای بازاشت شده تعاونی مسکن فلزکار و مکانیک در نامه ای به آیت الله هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه خواستار روشن شدن وضعیت بازداشت شدگان و امکان ملاقات آنان با وکیل تعیین شده از سوی خانواده هایشان شدند.
حسن شفا و ۱۴ نفر از اعضای تعاونی مسکن فلزکار و مکانیک، جمعه ۱۱/۲/۱۳۸۸ که برای برگزاری جلسه گزارش دهی سالانه مسکن مهر، در محل تعاونی واقع در نعمت آباد، گردهم آمده بودند، بازداشت شدند.
۱۱ اردیبهشت ماه (اول ماه می) که در جهان به عنوان روز جهانی کارگر گرامی داشته می شود، امسال در ایران با بازداشت گسترده فعالان کارگری مواجه شد. به گونه ای که برخی از فعالان کارگری و خانواده هایشان که برای برپایی جشن روز کارگر به پارک لاله تهران رفته بودند، با برخوردهای سخت همراه با بازداشت مواجه شدند.
بر این اساس شرکت کنندگان در نشست صبح جمعه در منزل حسن شفا، دستگیری فعالان کارگری را در آستانه برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، سؤال برانگیز دانسته، بنابراین توجه کاندیداهای ریاست جمهوری را به این نکته جلب کردند که موضع صریح و شفاف خود را در این خصوص بیان کنند.
در این نشست همچنین با انتقاد از چگونگی رسیدگی به پرونده بازداشت شدگان و تأخیر در انجام این کار، به قطع تماس های تلفنی بازداشت شدگان از روز چهارشنبه ۱۶/۲/۱۳۸۸ با منازلشان اشاره شد.
وضعیت اطلاع رسانی و ممانعت برخی مسئولان روزنامه ها و خبرگزاری ها از انتشار اخبار مربوط به افراد بازداشت شده از جمله کارگران موضوعی بود که درنشست فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مطرح شد، بنابراین آنان با انتقاد از این وضعیت، توجه بیشتر اصحاب رسانه را نسبت به این مسأله خواستار شدند.
محمد گیلانی، عبدالله وطن خواه، عزیز محمدی، ستار امینی، نبی معروفی، اسدالله اقبالی، حسین اکبری، حسن شفا، حمید شرقی، جمشید رجبی، داود میرزایی، مصطفی حاتمی، نودهی، ناصر ابراهیمی و عزیز یاری اعضای بازداشت شده تعاونی مسکن فلزکار و مکانیک هستند.
بر این اساس فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که در منزل حسن شفا حاضر شده بودند از مسئولان قضایی خواستند با توجه به اینکه در میان بازداشت شدگان، افراد مسن و بیمار و نیز افرادی که همسرانشان درگیر بیماری هستند، موجبات آزادی این بازداشت شدگان و همه افرادی که به دلیل فعالیت های صنفی، سیاسی و عقیدتی در بازداشت به سر می برند را فراهم کنند.
کانون مدافعان حقوق بشر



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
