خبرنامه امیرکبیر: در آستانه سفر مهدی کروبی به شیراز، جنبش دانشجویان مطالبه محور دانشگاههای شیراز، طی نامهای به طرح پرسشهایی از این کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداخت.
متن این نامه به شرح زیر است:
حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای کروبی
با سلام و عرض خیر مقدم
به مناسبت حضور جنابعالی در شهر شیراز بر آن شدیم در راستای فعالیتهای جنبش دانشجویان مطالبه محور دانشگاههای شیراز، پرسشهایی را از شما مطرح نماییم. امید آنکه پاسخهای شفاف و صریح جنابعالی و ارائه برنامههای عملی باعث شفاف شدن فضای انتخاباتی و آشنایی با دیدگاههای شما گشته و زمینه را جهت انتخابی آگاهانه فراهم نماید.
جناب آقای کروبی، در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری:
۱- برای تبدیل” انتخابی بودن رؤسای دانشگاهها” به قانون چه خواهید کرد؟
۲- چه شیوهای برای جلوگیری از دخالت نهادهای خارج از دانشگاه در امور دانشگاه علیالخصوص بازداشت دانشجویان در پیش خواهید گرفت؟ و در صورت بازداشت دانشجویان چه موضعی اتخاذ خواهید کرد؟
۳- بر طبق قانون اساسی رئیس جمهور پاسدار قانون اساسی میباشد. برنامه شما برای اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی و جلوگیری از نقض اصول مصرح قانون اساسی چیست؟
۴- اعلام کردهاید قصد اصلاح قانون اساسی را دارید؛ کدام یک از اصول قانون اساسی را مستلزم اصلاح میدانید و با توجه به نحوه توزیع قدرت و در نظر گرفتن اصل ۱۷۷ قانون اساسی چگونه میخواهید این اصلاحات را عملی کنید؟
۵- با توجه به اینکه عنوان کردهاید میخواهید نظارت اجتماعی را بر حاکمیت افزایش دهید، چه راهکاری برای آزادی تشکیل نهادهای مدنی و عدم دخالت دولت در فعالیت این نهادها و تثبیت این امر دارید؟
۶- در اداره امور کشور و پیشبرد اهداف اصلاحطلبانه خود چقدر از چانهزنی و چقدر از حاکمیت قانون بهره میگیرید و نسبت این دو را چگونه میبینید؟ چه برنامه ای برای بسط حاکمیت قانون و جایگزین نمودن آن به جای روابط شخصی دارید؟
۷- در دولت خود، به چه میزان از دیگر نیروهای اصلاح طلبی که از مهندس موسوی حمایت کردهاند، استفاده میکنید؟
۸- نظر به ترکیب مجلس هشتم، چنانچه کابینه ایدهآل شما علی الخصوص وزرای علوم، بهداشت و کشور رأی اعتماد نگیرند، چگونه برنامههای خود را عملی میکنید؟
۹- خطوط قرمز شما در جایگاه ریاست جمهوری چه خواهد بود؟ و تحت چه شرایطی دیگر خود را نماینده اراده ملت نمیدانید؟
۱۰- نظر به اینکه عمده اتکای بودجه کشور به نفت میباشد، آیا ایده مردمی کردن سهام نفت و گاز را عملی میدانید؟



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
