خبرنامه امیرکبیر: جلسه حامیان موسوی که با دعوت مجید انصاری، عبدالعلی زاده و مجید مجیدی روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه، در تالار شهریار برگزار شده بود با حمله به دانشجویان معترض بر هم خورد. بنا به گزارش های رسیده از تبریز بعد از پخش فیلم محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین در جلسه ای خصوصی و توهین به ترک ها در قالب بیان جوک، فضای شهر تبریز ملتهب گشته است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر مجید انصاری از مدعوین ستاد موسوی، که در فیلم منتشر شده نیز حضور داشته است، در این جلسه از سوی دانشجویان، مورد سئوال دانشجویان قرار گرفت. وی با تایید فیلم و حضورش اعتراض دانشجویان را به حق دانست ولی بدلیل این مسئله از دانشجویان عذرخواهی نکرد.
در این مراسم فعالین آذربایجانی با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای تحت عنوان “هارای هارای من تورکم” و “خاتمی باید عذر بخواهد” اعتراض آرام و مسالمت آمیز خود به این مسئله را بیان کرده و خواهان عذر خواهی خاتمی و اصلاح طلبان شدند. اما این اقدام دانشجویان منتقد، موجب بروز درگیری و تنش میان اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و دانشجویان شد. و در نتیجه این تنش ۱۰ تن از فعالین مدنی آذربایجانی از جمله هادی همیدی شفیق دانشجوی سابق دانشگاه آزاد ارومیه و زندانی سیاسی سابق مجروح و مضروب شدند.
در پی این ماجرا جمعی از تشکل های دانشجوئی دانشگاههای تبریز با صدور بیانیه ای به ضرب و شتم دانشجویان منتقد در برنامه ستاد میر حسین موسوی شدیدا اعتراض کردند. متن این بیانیه در ذیل آمده است.
بیانیه اعتراضی تشکل های دانشجویی شهر تبریز در اعتراض به مهندس میرحسین موسوی و اعضای ستاد ایشان در آذربایجان شرقی در باب ضرب و شتم دانشجویان منتقد
تحمل صدای مخالف و منتقد در هر شرایطی از اولین شروط دموکراسی و آزاده خواهی به شمار می آید. دیر گاهی بود مدعیان اصلاح طلبی شاکی از گروه های فشار و چماق به دست داد به فلک رسانده بودند اما چه شده کاندیدای محبوب مشارکت و مجاهدین و خاتمی در ستاد خود چماق به دست می پرورانند و خود بانی ضرب و شتم می شوند.
در تبریز روزی دانشجویان منتقد که خواهان طرح سوالات خود در جلسه ی سخنرانی ستاداند، گروه های فشار خوانده می شوند و روزی دیگر در جلسه ی سخنرانی مجید انصاری چند دانشجوی منتقد صرفا پلاکارد به دست، راهی بیمارستان می شوند.
تشکل های دانشجویی تبریز ضمن تعجب از اقدامات مدعیان اصلاح طلبی، خواستار پیگیری وضعیت دانشجویان ضرب و شتم شده و اعاده ی حیثت از دانشجویان توهین شده است و اعلام می دارد با تمام قوا و تحت هر شرایطی مطالبات جامعه مدنی و انتقادات مربوط به کاندیدا ها را مطرح خواهد کرد.
جمعی از تشکل های دانشجوئی دانشگاههای تبریز



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
