خبرنامه امیرکبیر: شامگاه دوشنبه مورخ ۲۸/۰۲/۸۸ اعضاي ستاد دانشجويی مهدي كروبی، با دانشجوی آزاد شده، نريمان مصطفوی و خانواده وی در منزل ايشان ملاقات كردند.
سيدباقر اسكويي رئيس ستاد دانشجويي کروبی در اين باره گفت: ديداري بسيار صميمانه با حضور نريمان و خانواده ي محترم ايشان انجام شد. هدف از اين ديدار جويا شدن وضعيت جسمي و روحي نريمان مصطفوي و پيگيري وضعيت دوستان دربندمان بود.
وی افزود: شكر خدا، نريمان از روحيه ي بسيار بالايي برخوردار بود وليكن به لحاظ جسمي و با توجه به اينكه مدت بازداشت خود را (۷۰ روز) را در سلول انفرادي گذرانده، لذا به استراحت بيشتري احتياج دارد.
همچنين با توجه به روحيه ي بالاي نريمان مصطفوي، مباحثي پيرامون دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نيز انجام پذيرفت.
اعضاي ستاد دانشجويي اعلام نمودند: پيگيري مطالبات دانشجويي اصلي ترين سياست ستاد دانشجويي كل كشور مي باشد.
اسكويي در اين مورد افزود: پيگيري وضعيت دانشجويان دربند و تلاش براي آزادي آنان در دستور كار اين ستاد قرار دارد و به هيچ عنوان انتخابات نمي تواند موضوع دانشجويان دربند را به حاشيه براند. انتظار ما از همه ي گروه هاي سياسي اصلاح طلب نيز پيگيري جدي و مستمر اين موضوع است و سكوت آنان در اين برهه را جايز نمي دانيم.
در مورد انتخاب كانديدا، پس از بحث و تبادل نظر، نريمان مصطفوي، دانشجوي آزاد شده از زندان اوين گفت: كروبي قرابت خيلي بيشتري با مطالبات ما دارد و تاكنون كانديدايي كه توانسته است مطالبات جريان دانشجويي را پاسخ صريح داده و حمايت نمايد، شخص كروبي بوده است.
وي همچنين از تلاش مهدي كروبي كه در جهت آزادي و پيگيري وضعيت دانشجويان دربند انجام داده است، قدرداني نمود.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
