خبرنامه امیرکبیر: انتخابات نمادين دوره دهم رياست جمهوري در دانشكده مهندسي نفت آبادان، توسط انجمن اسلامي دانشجويان روز چهارشنبه در شرايطي آغاز شد، كه دانشجويان انتظار همكاري مسئولين دانشگاه را داشتند.
در حالیکه اطلاعيه ها پيش از شروع مراسم روي بردها نصب نشده بودند، اما بلافاصله پس از شروع مراسم تعداد زيادي از دانشجويان در دفتر اين تشكل حاضر شدند. اما پس از آغاز این مراسم نمادین، مسئولین دانشگاه طي تماسي تلفني با دبير انجمن اسلامي، مخالفت خود را با ادامه ي برنامه اعلام کردند.
پس از آن با اعمال فشارهاي مختلف و به رغم پافشاري انجمن اسلامي دانشجويان مبني بر برگزاري اين مراسم، سرانجام پس از چند ساعت ابن مراسم خاتمه يافت اما با وجود اندك بودن زمان رأي گيري استقبال دانشجويان جالبه توجه بود.
همچنين مقامات دانشگاه به صورت كتبي اعلام كرده اند كه شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان حق اعلام نتايج و آمار چگونگي ميزان آرا اخذ شده از دانشجويان را ندارند، هرچند انجمن اسلامي دانشجويان همچنان بر اعلام اين نتايج پافشاري مي كند.
برگزاري اين مراسم به صورت همزمان، با ساير انجمن هاي اسلامي دانشجويان خوزستان هماهنگ شده بود. اما به علت برخوردهاي شديد و مخالفت مسئولان، تنها انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه جندي شاپور، دانشكده ي مهندسي نفت آبادان و دانشكده مهندسي دانشگاه چمران موفق به اجراي مراسم شدند.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
