سه نفر از روزنامه نگاران مدافع حقوق بشر يک روزنامه نگار از بلاروس که بارها بازداشت شده و تمام طول شب توسط پليس مورد بازجويی قرار گرفته است ، يک خبر نگار راديو از کشور کامرون که به خاطر پخش برنامه هايی در مورد حقوق بشر و آزادی رسانه جان خود را در معرض خطر قرار داده است و يک خبرنگار ايرانی که گزارش هايش در مورد موضوع های حساس سياسی و اجتماعی، بخصوص در مورد تضييع حقوق زنان، بارها موجب زندانی شدن وی شده است برندگان امسال جايزه بين المللی شجاعت در روزنامه نگاری بنياد رسانه های زنان شده اند .
جودی وود راف ، مدير اهداء جايزه شجاعت در روزنامه نگاری ، اعلام کرد : اين روزنامه نگاران که در حرفه خود فوق العاده عالی هستند ،حرفه روزنامه نگاری را در سه کشوری انتخاب کرده اند که جستجوی حقيقت، آنها را در معرض خطر دستگيری ، حمله فيزيکی و يا حتی مرگ قرار داده است. وی افزود : با اين همه اين روزنامه نگاران جسور برای سالها زندگی و جان خود را به خطر انداخته اند تا با گزارشهای خود بر زوايای تاريک زندگانی مردمان خود روشنايی بخشند و ذهن ما را نيز روشن کنند .
در بيانيه «بيناد بين المللی رسانه های زنان» در معرفی ژيلا بنی يعقوب يکی از برندگان جايزه شجاعت در روزنامه نگاری آمده است:
“ژيلا بنی يعقوب ۳۸ ساله گزارشگر مستقل و سردبير وب سايت «کانون زنان ايرانی» در ايران است بنی يعقوب در يکی از محدودترين کشورهای دنيا کار می کند جايی که هم به واسطه زن بودن و هم به خاطر خبر نگار بودن، محدوديتهای بسياری وجود دارد . ژيلا بنی يعقوب همواره از بيدادهای اجتماعی و دولتی که به ويژه بر زنان اثر گذار بوده گزارش هايی تهيه کرده است او بارها از کار بيکار شده است چرا که از سانسور مقالات و گزارشهايش سر باز زده است. همچنين تعدادی از روزنامه هايی که وی در انها مشغول به کار بوده است توسط دولت تعطيل شده اند. اين بيانيه در ادامه می افزايد: « ژيلا بنی يعقوب بارها به کشورهای منطقه خاورميانه سفر کرده است و در مورد زندگی زنان و پناهندگان در زمان جنگ گزارشاتی نوشته است . موضوعات گزارشات ژيلا بنی يعقوب او را هدف حملات دولت قرار داده است چنانچه بارها منجر به حمله، دستگيری و يا زندانی شدن وی شده است.»
ايرينا کاليپ ديگر برنده جايزه ۴۱ ساله و اهل بلاروس است بلاروس يکی از کشورهايی است که بيشترين فشار را بر روزنامه نگاران وارد می کند . کاليپ پس از کار کردن برای روزنامه های متعددی که اغلب توسط دولت تعطيل ميشد اکنون به حرفه روزنامه نگاری در يکی از روزنامه ها می پردازد. او پس از دستگيری تمام طی شب را مورد بازجويی و ضرب و شتم نيروهای پليس قرار گرفت و از ان زمان تاکنون نيز به طور مداوم تحت نظارت و کنترل پليس می باشد
اگنس تايل گزارشگر ۲۹ ساله شبکه دوم بين المللی راديو و تلويزيون کامرون ديگر برنده جايزه شجاعت در روزنامه نگاری سال ۲۰۰۹ می باشد تايل در مورد حقوق بشر و آزادی رسانه ها گزارشاتی داده است که شامل فساد دولتمردان نيز می شود در سال ۲۰۰۶ تايل به تهديدهای بسيار روبرو شد از او خواسته شده بود که از پيگيری و تعقيب فساد دولتمردان چشم پوشی کند و چندی بعد توسط مردان ناشناس و با تهديد چاقو از منزل شخصی اش ربوده شد و پس از ضرب و شتم بسيار در دره ای رها گرديدبعد از بهبودی مصمم شد تا به حرفه روزنامه نگاری خود ادامه دهد .
گفتگويی کوتاه با ژيلا بنی يعقوب در مورد اعطای جايزه شجاعت در روزنامه نگاری
ژيلا بنی يعقوب، روزنامه نگار و عضو «همگرايی جنبش زنان» در گفتگويش با مدرسه فمينيستی ضمن تشکر از زنان فمينيست دست اندرکار اهداء اين جايزه، معتقد است که «اين جايزه را متعلق به همه خواهران عزيز و زحمتکش ام در کليه روزنامه های ايران و همينطور متعلق به همه وب سايت های زنان در کشورم می دانم که با دشواری های زياد به کار روزنامه نگاری و بيان حقيقت مشغول هستند. دشواری هايی که هم در فضای داخلی روزنامه ها از سوی حاکميت پدرسالارانه بر آنها اعمال می شود و هم از سوی نهادهای حکومتی، با اين حال دست از تلاش بر نمی دارند و بيان حق را وظيفه خود می دانند».
او سپس افزود: «دوست جوانی امروز برايم به همراه پيام تبريکش نوشت که چيزی که خيلی خوشحالش کرده، ديده شدن زحمت های يک روزنامه نگار زن است و تاکيد کرده اين برای او و دوستانش که تازه کارند آموزنده و اميدوار کننده است. من هم اميدوارم چنين جايزه هايی موجب تقويت روزنامه نگاران زن ايرانی باشد. به ويژه روزنامه نگارانی که در حوزه دفاع از حقوق زنان کار می کنند.»
از ژيلا بنی يعقوب در مورد مشکلات زنان روزنامه نگار می پرسيم و او پاسخ می دهد: «زنان روزنامه نگار به خودی خود در حاکميت اقتدار مردانه بر فضای روزنامه های ايران با چالش های بسيار زيادی روبرو هستند، چه برسد به اينکه اين زنان به هرصورت برای انعکاس اخبار زنان و مشکلات آنان تلاش کنند .
اغلب روزنامه نگاران زن در ايران هر روز مجبور ند به مديران خود اعتراض کنند. اعتراضی که گاه به يک جنگ شبيه می شود. اعتراض به همه چيز، از سانسور خبرهای گرفته تا روابط غير شفاف و غير دمکراتيک در روند تصميم گيری در باره تيتر های صفحه اول روزنامه، که متاسفانه اغلب اوقات به اخبار زنان و حقوق بشری بی توجهی کامل دارد. اعتراضی که گاه مرزی ندارد. اميدوارم چنين جايزه ای موجب جلب توجه مردم به تلاش ها و همينطور مشکلات روزنامه نگاران زن در ايران شود.»
گفتنی است که «همگرايی جنبش زنان» جديدترين ائتلاف فعالان و گروه های مختلف جنبش زنان است که برای طرح مطالبات در فضای انتخاباتی از حدود ۲ ماه پيش شکل گرفته است. ژيلا بنی يعقوب و «کانون زنان ايرانی» يکی از اولين افراد و گروه های تشکيل دهنده اين ائتلاف بوده است.
مدرسه فمينيستی



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
