«بنياد بينالمللی رسانههای زنان»، «جايزه شجاعت در روزنامهنگاری» در سال ۲۰۰۹ ميلادی را به ژيلا بنیيعقوب، روزنامه نگار ايرانی اهدا کرد.
اين بنياد اعلام کرد که «گزارشهای خانم بنی يعقوب در مورد موضوعات حساس سياسی و اجتماعی بارها موجب زندانی شدن وی شده است.»
«ايرينا کاليپ» از بلاروس و «اگنس تايل» از کامرون، از جمله ديگر برندگان «جايزه شجاعت در روزنامهنگاری» اين بنياد هستند.
جودی وود راف، مدير «جايزه شجاعت در روزنامهنگاری» اين بنياد، با اعلام اسامی برندگان در سال ۲۰۰۹ افزود: «اين روزنامهنگاران که در حرفه خود فوقالعاده هستند، کار گزارش خبر از کشورهايی را به عنوان حرفه خود برگزيدند که جستجوی حقيقت در اين کشورها با خطر بازداشت،حمله و و حتی مرگ همراه است. با اين همه اين روزنامه نگاران شجاع سالهای بسياری زندگی و معاش خود را در مخاطره انداختند تا با گزارشهای خود بر زوايای تاريک زنگانی مردمان خود روشنايی ببخشند و ذهن مار را نيز روشن کنند.»
در بيانيه «بنياد بينالمللی رسانههای زنان» در معرفی خانم بنیيعقوب آمده است که اين روزنامهنگار مستقل، سردبير وبسايت کانون زنان ايرانی بوده و در «دشوارترين شرايط برای يک روزنامهنگار و يک زن کار خود را پی گرفته است.»
اين بيانيه می افزايد که «اين روزنامهنگار ايرانی از سانسور گزارشهای خود سرباز زده و به همين دليل بارها از کار بی کار شده است.» خانم بنیيعقوب گزارشهايی نيز در مورد زندگی زنان و پناهجويان در زمان جنگ در منطقه خاورميانه نوشته است.
چهار سال پيش نيز، شهلا شرکت، روزنامه نگار ايرانی و مدير مسئول ماهنامه زنان، اين جايزه را از آن خود کرد. تاکنون ۶۶ روزنامهنگار موفق به دريافت جايزه «شجاعت در روزنامهنگاری» شدهاند.
«بنياد بين المللی رسانه های زنان» در سال ۱۹۹۰ ميلادی در واشينگتن، پايتخت آمريکا، توسط گروهی از زنان خبرنگار، بنيادگذاری شد.
در سايت اين بنياد آمده است که هدف اصلی اين نهاد تقويت حضور زنان خبرنگار در رسانه های خبری جهان است.
راديو فردا



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
