خبرنامه امیرکبیر: از صبح روز پنجشنبه نشست انجمن های اسلامی سراسر کشور تحت عنوان «جامعه مدنی، مطالبه محوری و دولت پاسخگو» با حضور نمایندگان آنها و چهره های سیاسی و اجتماعی آغاز شد.
در افتتاحیه این نشست که از مهمانان بسیاری دعوت به عمل آمده بود خانواده عباس حکیم زاده، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت، محمد صدیق کبودوند و شخصیت های سیاسی چون عبدالله نوری، عزت الله سحابی، عماد الدین باقی، ابراهیم یزدی، حبیب الله پیمان، رضا علیجانی، تقی رحمانی، هدی صابر، بابک احمدی، عیسی سحر خیز، محمد عطریانفر، هاشم صباغیان، حسین رفیعی، محمد بسته نگار، هرمیداس باوند، عیسی خان حاتمی، احمد زیاد آبادی، یوسف مولایی، محمد ناظری و فعالان حوزه زنان چون شهلا لاهیجی، مینو مرتاضی، نوشین احمدی خراسانی، شادی صدر و نسرین ستوده حضور یافتند.
در ابتدای برنامه و پس از سخنرانی عزت الله سحابی پیام دکتر عبدالکریم سروش به نشست دفتر تحکیم وحدت و به مناسبت آغاز این نشست توسط رضا خجسته رحیمی خوانده شد. در ادامه مادر عباس حکیم زاده، طی سخنانی وضعیت فرزندش پس از ملاقات انجام شده بعد از ۸۰ روز را توضیح داد. همچنین سخنرانان به دیدگاه های خود در خصوص انتخابات دهم پرداختند و شرایط سیاسی و اجتماعی کشور را در آستانه انتخابات تشریح کردند.
متن پیام سروش به دفتر تحکیم وحدت که سومین پیام وی به این اتحادیه در طول چهار سال گذشته محسوب می شود بدین شرح است:
به نام خدا
«ان الله یامرکم ان تودو الامانات الی اهل ها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل»
فرمان خداوند است که امانت را به اهلش بسپارید و داوری به عدالت کنید.
انتخاب رئیس قوه مجریه نزدیک است و دانشجویان هم چون آحاد دیگر مردم حق، بلکه تکلیف دارند که در این مسابقه عظیم شرکت ورزند و وام خود را به عدالت بگذارند و امانت رای را به اهلش بسپارند.
گریختن از این مسابقه شرط خرد نیست، چرا که کار را به بی خردان وا نهادن است. همه نیک می دانیم که دایره و قاعده بازی را چنان تنگ گرفته اند که جز معدودی توان و مجال بازیگری ندارند و:
نیزه بازی اندر این گوهای تنگ
نیزه بازان را همی آرد به ننگ
با این همه در این گذرگاه تنگِ عافیت، جریده نمی باید رفت، و در این بازی بزرگ به تماشا نمی توان نشست. لذا گزینش باید کرد و کسی را باید برگزید که کاری می کند اما نه بهترین یا بزرگ ترین کار را، وعده می دهد اما نه وعده های بزرگ و چراغ می افروزد اما نه چراغ آفتاب. وعده های سیل آسا و آبیاری قطره چکانی؟ سخاوت در سخن و خسّت در عمل؟ هیچکدام. بل جویی و آب روانی، شمعی و شعله لرزانی تا شمع های دیگر یک یک فروزان شوند و جوی های دیگر یک یک روان.
کسی را برگزینید که نه سفاهت می پرورد و نه خرافه می گسترد. نه جلوه می فروشد و نه عشوه می خرد. کم می گوید اما راست می گوید، گام کوچک بر می دارد اما استوار بر می دارد. از عمل سیراب می شود نه از خطابه. پاسبان آزادی است نه فقط عاشق آن و اهل عدالت ورزی است نه عدالت سرایی. از او بخواهید نه فرهنگ بسازد و نه تئوری بپردازد، بل پاسبانی کند تا دیگران باغبانی کنند. با دشمنان مدارا کند و با دوستان مروت. با مخالفان کرم ورزد و با موافقان عدالت. نقد را که تقوای سیاست است برتابد و نقادان را برتر از مُنقادان بنشاند. جوانی و زیبایی را گناه نداند و نشاط و عیش و تنعم را عین عبادت بشمارد. از او یک وعده و صد وفا بخواهید، نه صد وعده و نیم وفا. از طلب آزادی کوتاه نیایید که همه فضیلت ها در اوست و از فساد قَضا غافل نشوید که همه مصیبت ها از اوست.
همت پاکان دو عالم و بخشایش ارواح مکرّم با شما باد.
عبدالکریم سروش
مریلند
اردیبهشت ۱۳۸۸
گزارش کامل این نشست و مشروح سخنرانی ها متعاقبا منتشر خواهد شد.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
