خبرنامه اميركبير: دهم ارديبهشت دومين سالگرد واقعه ي جعل نشريات دانشجوئي است. رخدادي كه بي ترديد در تاريخ جنبش دانشجوئي ايران نمادي از بدخواهي و كينه كشي عملگان و سرسپردگان صاحبان تزوير از آگاهي و بيداري و استقلال دانشجو و دانشگاه است.
بر آنيم تا در سالگرد اين واقع بار ديگر دفتر تاريخ را ورق بزنيم و تاريخمان را از نو بخوانيم، تا علاوه بر آنكه تاريخ را زنده نگاه داشته باشيم، بار ديگر درسي از تاريخ را براي آناني كه از آن عبرت نياموخته اند، مرور كرده باشيم. براي آناني كه ظهر دوشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ واقعه ي جعل نشريات دانشجوئي را آفريدند، براي آناني كه اكنون بار ديگر وقيحانه به داستان سازي مشغول اند تا به خيال خامشان تيشه اي بر ريشه آزاد انديشي و آگاهي و استقلال دانشجو فرود آورده باشند. براي آناني كه آن روز درنيافتند كه نهال بيداري و آگاهي دانشجويان در دانشگاه پلي تكنيك گرچه نورسيده است اما ريشه در خاك دارد و نخواهد خشكيد، براي آناني كه آشكارا دشنه بر كشيده و اينك سياهدلانه ۹ دانشجوي دربند پلي تكنيك را به زير تيغ انتقام خود كشيده اند.
بازخواني آنچه در ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ روي داد، و تطبيق آن با وقايع رخ داده اخير و سركوب گسترده در دانشگاه پلي تكنيك، بي ترديد حاكي از همانندي هاي گسترده اي است. همان مشابهت هائي كه تكرار تاريخ نام دارد. دو سال پيش حاكميت به قصد نابودي استقلال دانشگاه، ساحت آنرا مورد تهاجم قرار داد و امروز نيز در تجربه اي نياموخته بار ديگر قلب دانشگاه و دانشجويان را نشانه رفته است.
اما اين بار نيز روسياهي براي همان كساني باقي خواهد ماند كه دو سال پيش در نقطه ي پايان پرونده ي جعل نشريات دانشجوئي سرشكسته و درمانده بيرون آمدند. همان هائي كه كوته بينانه مي انديشيند كه صداهاي منتقد را خاموش خواهند ساخت، اما فرياد مطلوميت احمد و مجيد و احسان بهانه اي شد براي رساتر شدن فريادهاي در گلو مانده و بغض هاي كهنه تر فروخورده.
۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶:
روز دوشنبه دهم ارديبهشت ۱۳۸۶، نزديك به ظهر در ميان دانشجويان بسرعت خبري مبني بر انتشار ۴ نشريه موهن و سراسر توهين به ائمه اطهار منتشر گرديد. اين چهار برگ كه به تعداد كثيري درنقاط مختلف دانشگاه توزيع شد، با لوگوي جعلي چهار نشريه دانشجوئي ريوار، سحر، آتيه و سرخط منتشر و حاوي توهين آميزترين مطالب به مقدسات اسلامي بود. ابعاد اين واقعه تا اندازه اي بود كه بيدرنگ تعداد كثيري از دانشجويان درمقابل دفتر مديريت دانشگاه تجمع كردند تا خواهان پيگيري اين واقعه شوند. اما پيش تر از حضور آنان دانشجويان تعداد زيادي از دانشجويان بسيجي دانشگاههاي سراسر تهران را در مقابل دفتر مديريت دانشگاه مشاهده كردند. اما مشخص نبود چگونه پس از انتشار اين خبر و با آن فاصله زماني اندك اين تعداد دانشجوي بسيجي مي توانستنددر آن نقطه جمع شوند.
مديران مسئول نشريات مذكور در اولين ساعت پس از اين واقعه با انتشار نامه اي سرگشاده به دانشجويان دانشگاه، از تمامي مطالب و محتويات موهن مندرج در نشريات فوق برائت جستند. انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي اميركبيرنيز بلافاصله پس از اين رويداد با انتشار اطلاعيه اي ضمن محكوم كردن اين واقعه، آنرا بهانه اي براي سركوبو حملات گسترده تر عليه دانشجويان اين دانشگاه خواند.
جعل و پخش نشريات موهن بطور وسيع در دانشگاه پلي تكنيك، روزهاي ناآرامي را براي اين دانشگاه رقم زد. فرداي آن روز بيش از هزار دانشجوي اين دانشگاه با تجمع در مقابل دانشكده شيمي اين دانشگاه و همزمان با جو شديد امنيتي در خارج از درب هاي دانشگاه، اعتراض خود را نسبت به وقايع روي داده اعلام كردند. روز ۱۴ ارديبهشت ماه چهار مدير مسئول نشريات جعل شده طي نامه اي به رئيس قوه قضائيه ضمن اعلام برائت، خواهان برخورد و پگيري عاملان اين رويداد شدند اما غافل از آنكه پروژه ي امنيتي جديدي براي آنها كليد خورده بود. همان روز انجمن اسلامي دانشگاه با صدور بيانيه اي ضمن افشاي برخي مطالب، ابعاد تازه اي از عاملان پروژه ي كثيف امنيتي طراحي شده را روشن ساخت. در اين بيانيه، وقايع رخ داده، چراغ سبز به نيروهاي امنيتي و پياده نظام هاي انها يعني بسيج دانشجوئي دانشگاه، در خصوص ايجاد فضاي خفقان و رعب و وحشت در دانشگاه، اعلام شد. اين بيانيه هم چنين از پروژه ي طراحي شده توسط نيروهاي امنيتي و نيز محافل قدرت مانند روزنامه كيهان، خبرگزاري فارس و رجانيوز خبر دادند. در اين بيانيه هم چنين انگشت اتهام بسوي مسئولين دانشگاه اميركبير نشانه رفته است كه چرا با وجود كنترل شديد انتظامات و حراست دانشگاه اين گونه به سهولت و در تيراژ وسيع در سطح دانشگاه و حتي در مقابل ساختمان بسيج دانشگاه توزيع شود؟! در اين بيانيه هم چنين بر برگزاري با قدرت انتخابات اين انجمن تاكيد شده بود.
روز بعد از آن در حالي كه قوه قضائيه اعلام كرد كه مقصرين اين حادثه بازداشت شده اند و هيچ كدام از آنها دانشجو نيستند، احمد قصابان بازداشت شد. وي در حاليكه كه متن شكوائيه خود از روزنامه کیهان، بخاطر انتساب اتهاماتی به مدیران مسئول نشریات دانشجویی، را به دادگاه مي برد توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. در همان زمان مجيد شيخ پور مدير مسئول نشريه سرخط نيز بازداشت و طي چند ساعت بازجوئي از او خواسته شد كه از بیان این نکته که غائله دانشگاه امیرکبیر، پروژه ای امنیتی و منتسب به بسیج است، خودداری کند. بدين ترتيب هراس نيروهاي امنيتي و بسيجي از شكايت دانشجويان و مديران مسئول نشريات آشكار شد. هراس بسیجیان و حامیان آن ها زمانی دو چندان شد که چند نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به شورای مرکزی انجمن اسلامی اعلام کردند یکی از اعضای ورودی ۸۵ بسیج دانشگاه را هنگامی که نشریات جعلی را داخل آسانسورهای دانشکده ها قرار می داده دیده اند و حاضرند در دادگاه علیه فرد مزبور شهادت دهند.
پس از آن مديران ۱۲۰ نشريه دانشجوئي سراسر كشور در بيانيه اي همدردي و همياري خود را با دانشجويان دانشگاه پليتكنيك تهران اعلام كرده و خواستار برخورد با جاعلان نشريات دانشجويي شدند.
در اولين هفته پس از وقوع رويداد جعل نشريات دانشجوئي در حالی که دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک سرنخ هایی از دخالت بسیج و نیروهای امنیتی در انتشار نشریات جعلی این دانشگاه یافته بودند، فشار مضاعف از سوی مدیریت این دانشگاه بر دانشجویان و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر با آغاز هفته جدید تشدید شد و مجيد توكلي، ابراهيم رحماني و آرمان صداقتي به دانشگاه ممنوع الورود شدند. در همان روز دانشجويان در اعتراض به سركوب شديد دانشجويان از سوي مديريت دانشگاه پشت درب كلاس رهائي، رئيس دانشگاه تجمع كردند. اين تجمع با مجروح شدن تعدادي از دانشجويان معترض از سوي نيروهاي انتظامات دانشگاه روبرو شد. اما نهايتاً رهائي حاضر به پاسخگوئي به معترضين نشد و از نردبان پشت پنجره همان كلاس، واقع در طبقه دوم دانشكده عمران فرار كرد.
دو روز بعد در ۱۷ ارديبهشت مقداد خليل پور مدير مسئول نشريه آتيه و چند روز پس از آن پويان محموديان مدير مسئول نشريه ريوار، مجيد توكلي عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير، و مجيد شيخ پور مدير مسئول نشريه سرخط پس از مراجعه به دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند. باين ترتيب شمار دانشجويان دربند پلي تكنيك به انضمام بابك زمانيان كه از حدود يك ماه پيش از آن بازداشت شده بود و نيز دكتر كيوان انصاري دانشجوي اين دانشگاه به ۶ تن رسيد.
يك هفته پس از آن مسئول کميته انضباطي که هفته پيش يکي از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان را به اين کميته احضار کرده بود، با اشتباهي در بيان آن چه نبايد گفته مي شد، رد پاي مسئولين دانشگاه در واقعه ي نشريات جعلي و توهين به مقدسات نشان داده است. وي به اين دانشجو گفته بود روزبهاني مدير کل فرهنگي شب قبل از انتشار نشريات (يکشنبه) از کميته انضباطي در مورد امکان قانوني منع انتشار نشريات استعلام نموده بود، و اين تصميم در همان شب اتخاذ شده است.
پنج شنبه ۲۵ ارديبهشت، قاضي حداد اعلام كرد كه: اين افراد اتهامات خود را رد می کنند ولي ما اعتقاد داريم كه اين كار قطعاً توسط مديران مسئول نشريات صورت گرفته است!
در همان روزها دانشجويان پلي تكنيك به اعتراضات و تجمعات گسترده اي دست زدند و اين اعتراضات منجر به صدور احكام سنگين انضباطي و نيز احضار نزديك به صد دانشجوي اين دانشگاه به كميته انضباطي شد. اين اعتراضات كه هراس شديد مديريت پلي تكنيك را در پي داشت و نيز تحصن چندین باره دانشجویان مقابل کلاس رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، موجب شد كه کلاس های درس خود را از دانشگاه خارج کرد و از این هفته کلاس های خود را در ساختمان ریاست دانشگاه برگزار می کند.
بازداشت گسترده دانشجويان پلي تكنيك هنوز پايان نيافته بود زيرا نيروهاي امنيتي طي چند مرحل تهاجم، قصد بازداشت احسان منصوري عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه را داشتند كه سرانجام در اولين روزهاي خرداد وي نيز همراه با ضرب و شتم بسيار بازداشت شد و بدين ترتيب شمار دانشجويان بازداشت شده به ۸ تن رسيد. پس از آن در روز ۱۷ خرداد نيز دو دانشجوي ديگر اين دانشگاه يعني عباس حكيم زاده و علي صابري در مشهد در منزل خود بازداشت و به تهران منتقل شدند، از سوي ديگر دانشجويان ديگري نيز در ارتباط با پرونده جعل نشريات دانشجوئي به دادگاه انقلاب احضار شدند كه عبارت بودند از نريمان مصطفوي، حسين تركاشوند و ناصر پويافر.
در همين زمان اخبار هولناكي از شكنجه دهشتناك دانشجويان پلي تكنيك براي اعتراف به سناريوي دروغين طراحي شده توسط نيروهاي امنيتي منتشر ميشد. اين اخبار هولناك دانشجويان دانشگاههاي مختلف كشور را به اعتراضات و واكنش عليه فشارهاي وارده بر دانشجويان دانشگاه پلي تكنيم برانگيخت.
در روز ۱ تيرماه اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت درمقابل درب وليعصر دانشگاه پلي تكنيك تحصن كردند و با صدور اطلاعيه اي اعلام كردند كه “به نام خدا برخاسته ايم تا بانگ بيدارباش سردهيم “. اما هنوز دقايقي از آغاز تحصن آنان نگذشته بود كه با هجوم نيروهاي امنيتي بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند. محمد هاشمی، علی نيکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدايت، حنيف يزدانی و علی وفقی اعضاي بازداشت شده دفتر تحكيم وحدت بودند. نيروهاي امنيتي به اين اقدام بسنده نكرده و با حمله به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت ضمن شليك تير هوايي اقدام به بازداشت حاضران در دفتر آن سازمان كردند.
۵ تيرماه ۱۳۸۶ اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي اميركبير با تحصن در مسجد دانشگاه اعلام كردند كه “از امروز (روز دوشنبه) یکصدا به مسجد دانشگاه امیرکبیر، این خانه امن الهی پناه می بریم و تحصن نامحدود اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی را تا آزادی تمامی دوستان دربندمان آغاز می کنیم.” دانشجويان متحصن در مسجد دانشگاه با تهديدات مكرر انتظامات و حراست دانشگاه هم چنان درمسجد باقي ماندند و در ساعت ۳ بامداد مورد هجوم وحشيانه ۳۰ نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مضروب شدند.
روز دوم تيرماه، خانواده هشت دانشجوي دربند در مقابل دادگاه انقلاب براي پيگيري وضعيت فرزندانشان حاضر شدند اما قاضي حداد حاضر به ديدار آنان و پاسخگوئي به آنها نشد.
با پايان يافتن تيرماه تدريجاً ۵ دانشجوي دربند دانشگاه پلي تكنيك با قرار وثيقه آزاد شدند اما سه دانشجو يعني مجيد توكلي،احمد قصابان و احسان منصوري هم چنان در زير شديد ترين شكنجه ها قرار داشتند. با آزاد شدن ۵ دانشجوي دربند ابعاد گسترده و تازه اي از پروژه ي امنيتي طراحي شده براي دانشجويان پلي تكنيك و نيزگوشه هائي از شكنجه هاي غيرانساني از سوي نيروهاي امنيتي آشكار شد. دانشجويان آزادشده بلافاصله پس از آزادي، مسئله شكنجه دانشجويان دربند را با ارائه شكايات متعدد به انجمن دفاع از حقوق زندانيان و نيز كميسيون حقوق بشر اسلامي و نيز دقتر حقوق شهروندي قوه قضائيه پي گرفتند. هم چنين با آزادي اين دانشجويان، اخبار تكان دهنده اي از شرح جزئيات شكنجه دانشجويان دربند توسط خانواده هاي آنان منتشر شد و بطور وسيعي مورد توجه رسانه اي داخل و خارج قرار گرفت.
روز ۲۳ مردادماه دانشجويان سه دانشجوي دربند، از داخل زندان با انتشار نامه اي اعلام كردند كه “هيچ نقشي در تهيه نشريات مجعول نداشته اند! اعترافات تحت فشارهاي طاقت فرسا اخذ شده است”. آنها هم چنين چند روز بعد در مرحله بازپرسي نيز تمامي اعترافات خود را رد كرده و اعلام کردند هیچ یک از اتهامات را قبول ندارند و اعترافات اخذ شده را فاقد وجاهت قانونی می دانند.
در همين روزها خبرهاي متعددي از وخامت حال مجيد توكلي دانشجوي دربند كه دست به اعتصاب غذا زده بود، منتشر مي شد. او از ۲۳ تیرماه در اعتراض به بلاتکلیف بودن وضعیت خود و دیگر دانشجویان بازداشت شده و همچنین شکنجه ها و رفتارهای غیرانسانی بازجویان، دست به اعتصاب غذا زد که پس از گذشت ۲۴ روز، اعتصاب غذای خود را متوقف کرد.سه دانشجوي دربند پلي تكنيك از آن پس با فشار جديدي مبني بر اخذ اعتراف تلويزيوني روبرو شدند. خبرها حاکی از آن بود که احمد قصابان مدیر مسئول نشریه دانشجویی سحر دانشگاه صنعتی امیرکبیر که از اردیبهشت ماه امسال در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد، به اتاق اعتراف گیری در زندان اوین برده شد و بازجویان او را جهت اعتراف تلویزیونی تحت فشار قرار دادند. اما وی از اعتراف در جلو دوربین خود داری کرد که با تهدید شدید بازجویان مبنی بر انتقال مجدد وی به سلول انفرادی و تبدیل وضعیت وی به شرایط پیش از انتقال به بند عمومی مواجه شد اما همچنان از اعتراف کردن در جلو دوربین خودداری کرد. پس از آن نيز بازجويان بسراغ مجيد توكلي رفتند اما او هم با مقاومت بسيار، سناريوي سوخته و انان را نخ نماتر ساخت.
۱۷ شهريور ماه و پس از ماهها بازداشت غيرقانوني دانشجويان پلي تكنيك، پرونده اين دانشجويان به دادگاه ارسال شد تا در چند نوبت دادگاه عمومي و انقلاب در مورد وضعيت اين دانشجويان تصميم گيري كند. شعبه ششم دادگاه انقلاب در مهرماه ۱۳۸۶ مجید توکلی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال و به اتهام توهین به رهبری به ۲ سال حبس تعزیری، احمد قصابان نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال و به اتهام توهین به رهبری به یک سال و نیم حبس تعزیری و احسان منصوری به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۶ ماه و به اتهام توهین به رهبری به یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم كرد.
صدور حكم دادگاه انقلاب با واكنش گسترده ي محافل دانشجوئي روبرو شد. بگونه اي كه از همان هفته دوم صدور حكم، اعتراضات پي در پي دانشجوئي بطور زنجيره اي در دانشگاه ها آغاز شد و اعتراض به صدور اين احكام غيرانساني، مبدائي براي خيزش دوباره دانشجويان در دانشگاههاي مختلف شد.
اما در آذرماه ۱۳۸۶ خبري منتشر شد كه روشن ترين دليل بر بيگناهي دانشجويان دربند پلي تكنيك بود. طبق حکم صادره توسط دادگاه عمومی برای ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهن به طور کامل تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات را پذیرفت. طبق اين حکم كه به محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع این دانشجویان، ابلاغ شد دادگاه با جعلی دانستن نشریات موهن، دانشجویان در بند را از اتهام انتشار این نشریات تبرئه کرد. دادگاه عمومی تنها به خاطر نشر اکاذیب حکم ۴ ماه حبس تعزیری برای این سه دانشجو صادر كرد. هم چنين طبق حكم صادره قرار بازداشت دانشجويان با صدور قرار وثيقه ي ۸۰ ميليوني به قرار وثيقه تبديل شد.
اما باز هم اين پايان ماجرا نبود و كينه كشي اربابان تزوير پايان نيافت و نيروهاي امنيتي به واهي ترين دلايل در اقدامي عجيب از اجراي حكم صادره توسط دادگاه جمهوري اسلامي ايران استنكاف ورزيدند تا نشان دهند كه براي اين كشور هيچ قانوني را به رسميت نمي شناسند.
با ارائه درخواست تجديدنظر در حكم صادره دادگاه انقلاب، در ۲۹ فروردين ۱۳۸۷، شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عاقبت تحت فشارهای معاون امنیت دادستان تهران و وزارت اطلاعات، علیرغم وجود ادله قابل اتکا، سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر را در مجموع به ۷۸ ماه حبس محکوم کرد. جالب آن که قاضی شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر در حالی در حکم خود به «اقاریر صریح با ذکر تمام جزئیات قضیه و بدون تعارض و مکرر متهمین در تحقیقات مقدماتی که با خط خودشان» استناد کرده است که همین متهمین به «صورت مکرر» با «خط خودشان» و «بدون هیچ گونه تعارض» اتهامات وارده را چه قبل از بازداشت و چه بعد از خارج از سلول انفرادی تکذیب کرده بودند. جالب آن که دانشجویان حتی از اولین مرحله بازپرسی در حضور بازپرس پرونده اعترافات خود را تحت شکنجه خوانده و اتهامات انتسابی را رد کرده اند. صدرو حكم مذكور توسط دادگاه تجديدنظر، نيز سندي ديگر بر اوج خفقان و سركوب دانشگاه از سوي حاكميت مدعي عدالت و انصاف بود.
سه دانشجوي بيگناه دانشگاه پلي تكنيك، مجيد توكلي، احمد قصابان، احسان منصوري، هم چنان ماهها در زندان اوين بسر بردند تا اينكه در روز ۲۳ مرداد ماه ۱۳۸۷، در ميان شادي و سرور دانشجويان پس از تحمل ۱۵ ماه حبس آزاد شدند.
و بدين ترتيب پرونده جعل نشريات دانشجوئي به نقطه پايان خود رسيد و بردنده اصلي آن دانشجوياني بودند كه با صبر و استقامت خود، در اوج مظلوميت و بيگناهي و در عين تحمل رنج هاي بسيار، در مقابل ستم و ذلت سر خم فرود نياوردند.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
