خبرنامه امیرکبیر: انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي تهران با انتشار بیانیه ای اعلام کردند در اعتراض به وضعیت دانشجویان دربند دست به روزه سیاسی خواهند زد. در این بیانیه آمده است: “در اين گرماگرم انتخابات كه پاياني ندارد دفاع از آزادي و دانشجويان در بند را وظيفه خود مي دانيم و در اعتراض به روزها حبس و انفرادي همكلاسي هايمان يك هفته را با روزه سياسي با ياد آنان كه در زندان اعتصاب غذا كردند تا تن به اعترافات مجعول ندهند، سپري خواهيم كرد. دوشنبه ۷ ارديبشهت آغاز روزه سياسي است و ما به ياري دانشجويان در بند در اين ظلمات و سكوت سنگين مي شتابيم.”
متن این بیانیه به شرح زیر است:
اين روزها حكايت دانشگاه و دانشجو داستان مظلوميت نسلي آرمان خواه است كه جزء تغيير وضع موجود و تحقق آزادي و دموكراسي بر هيچ چيز قسم نخورده. چهار سال دولت مهرورزي براي آزادي خواهان در دانشگاه چنان درد ها و زخم هاي عميقي بر جاي گذاشته كه نشان تازيانه ها هيچ گاه از اذهانمان نخواهد رفت. غصب كنندگان كه انجمن هاي دانشجويي را به يغما بردند، مزدوراني كه سناريوهاي تكراري و شكست خورده برايمان نوشتند و دانشجوياني كه از ادامه تحصيل بازماندند، داغ هايي ست بر جبين آنان كه سر سازش با زورگويان را ندارند و جفا را بر نمي تابند.
نزديك به سه ماه از بازداشت دانشجويان دانشگاه اميركبير، تربيت معلم و تهران مي گذرد. تلاش براي آزادي آنان منجر به بازداشت شوراي مركزي تحكيم وحدت و خانواده هايشان در مقابل زندان اوين شد. درخواست براي آزادي آنان نه تنها نتيجه اي در پي نداشته كه متحجران هر روز بيش از پيش مي گيرند و مي برند. شكنجه و آزار جسمي و روحي دانشجويان براي پر كردن مصاحبه هاي تلويزيوني جعلي كه در نتيجه نود روز انفرادي و بازجويي هاي پياپي تهيه شود از نظر همه آزادي خواهان و دانشجويان محكوم است. دانشجويان دانشگاه اميركبير كه دفن شهدا و پادگاني ساختن دانشگاه را برنتافتند روز هاي بسيار سختي را تنها به جرم اعتراض در ميان ديوار هاي بلند اوين مي گذرانند. هر روز خبري از وضعيت وخيم جسمي آنان به گوش مي رسد و هر روز يكي ديگر از اعضاي انجمن اميركبير را بازداشت مي كنند. دانشگاه تربيت معلم نيز به جرم اعتراض و انتقاد و روزها تحصن نيز نه تنها سركوب شد كه امروز يكي از اعضاي انجمن اين دانشگاه بيش از دو ماه است كه در بند است.
ما دانشجويان بيش از اين سكوت در مورد ياران دبستاني مان را بر نمي تابيم. در اين گرماگرم انتخابات كه پاياني ندارد دفاع از آزادي و دانشجويان در بند را وظيفه خود مي دانيم و در اعتراض به روزها حبس و انفرادي همكلاسي هايمان يك هفته را با روزه سياسي با ياد آنان كه در زندان اعتصاب غذا كردند تا تن به اعترافات مجعول ندهند، سپري خواهيم كرد. دوشنبه ۷ ارديبشهت آغاز روزه سياسي است و ما به ياري دانشجويان در بند در اين ظلمات و سكوت سنگين مي شتابيم.
به ياد دانشجويان در بند:
مجيد توكلي/ حسين تركاشوند/ اسماعيل سلمانپور/ كوروش دانشيار/ عباس حكيم زاده/ احمد قصابان/ مهدي مشايخي/ نريمان مصطفوي/ ياسر تركمن/ مسعود دهقان/ شبنم مددزاده/ محمد پورعبدالله
آنجا که عشق
غزل نيست
که حماسهيي ست
هر چيز را
صورت ِ حال
باژگونه خواهد بود
زندان
باغ ِ آزاده مردم است
و شکنجه و تازيانه و زنجير
نه وهني به ساحت ِ آدمي
که معيار ِ ارزش هاي اوست
۶ ارديبهشت ماه ۱۳۸۸
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد-واحد کرج
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید عباسپور



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
