مجید توکلی منجمله دانشجویان دانشگاه امیرکبیر است که در تاریخ ۱۷ بهمن ماه در پی شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان به صورت غیرقانونی دستگیر و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد، وی از زمان بازداشت تاکنون همچون سایر دانشجویان بازداشتی در سلول انفرادی، ممنوع از تماس با خانواده و وکیل بوده است.
نگرانی درخصوص وضعیت این دانشجویان بازداشتی و منجمله مجید توکلی که پیش تر نیز جزو قربانیان سناریو جعل نشریات دانشجویی بوده است و در این موضوع متمحل ۱۵ ماه زندان توام با شکنجه گردیده بود زمانی افزایش یافت که بی خبری و عدم تماس آنان با خانواده روند متداوم و طولانی یافت و همینطور مشاهدات نگران کننده از وضیت اسفبار جسمی و روحی تنی از دانشجویان در معرض شکنجه قرار گرفتن این افراد را جهت اجرای سناریوی امنیتی دیگر باورپذیر نمود.
در همین رابطه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با علی توکلی برادر این دانشجوی زندانی گفتگویی را صورت داد که عیناً در ذیل می آید.
- درباره آخرین وضعیت مجید توکلی، که در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان، در مقابل حسینیه ارشاد بازداشت شد چه اطلاعی دارید؟ آخرین باری که با وی تماس داشتید چه زمانی بوده است؟
خبر خاصی نداریم، آخرین تماس ایشان دو روز بعد از سال تحویل بود و بعد از آن هیچ تماسی با ما نداشته اند. در آن تماس هم خیلی با ترس صحبت می کرد و به نظر می آید به نوعی فشار بر روی ایشان بود، به طور مثال زمانی که می خواست بگوید حالم خوب است، یک نفر به او می گفت به خانواده ات بگو حالم خوب است و او هم عین همین جملات را تکرار می کرد و به او اجازه نمی دادند چیز دیگری بگوید. خودش هم می گفت، خودم هم هنوز اطلاعی ندارم و به آن ها گفته نشده بود که اتهاماتتان چیست.
- یعنی هنوز به آن ها تفهیم اتهام نشده است؟
هنوز وکیل آن ها هم نمی داند وضعیت آن ها چطور است و به چه اتهامی بازداشت شده اند و چندین بار هم خودم به دادگاه مراجعه کرده ام و حتی با آقای حیدری فر صحبت کردم، چندین بار مراجعه کردیم، ولی هیچ کدام نمی گویند اتهام آن ها چیست و فقط می گویند، فعلا باید در بازداشت بمانند. فقط همین جواب را به ما می دهند.
- آیا چیزی درباره تحت فشار قرار گرفتن شکنجه در زندان در آن تماس نگفتند؟
آن تماس آخر، خیلی با ترس و لرز صحبت می کرد و دلهره در صدایش کاملا مشهود بود و صدایش می لرزید و همه ی حرف ها را به او دیکته می کردند و مجبور بود همان حرف ها را تکرار کند و عینا این جمله را ما شنیدیم که به او گفتند بگو حالم خوب است و من اعتصاب غذا نکردم.
- شما درباره محل بازداشت آن ها اطلاعی دارید؟
آن ها در بند انفرادی ۲۰۹ بازداشت هستند.
- در مراجعه به دادگاه برخورد مسئولین با شما چطور بود؟
متاسفانه در دادگاه خیلی برخورد بدی دارند، به ما خیلی سخت اجازه ملاقات می دهند، و بعد از ملاقات هم خیلی جواب های بی ربط می دهند و وقتی درباره اتهامات آن ها سوال می کنیم، می گویند، هنوز اتهامات آن ها مشخص نشده و حتی به نظر می آید هنوز پرونده عده ای از بچه های بازداشتی تشکیل نشده است.
- درباره وضعیت بقیه دانشجویان بازداشتی هم اطلاعی دارید؟
دقیقا همه مثل هم هستند. چه آن هایی که در مراسم مهندس بازرگان بازداشت شدند و چه آن هایی که پس از دفن شهدا در دانشگاه امیرکبیر بازداشت شدند، یعنی هیچ کدام اتهاماتی مشخص ندارند و به همه جواب یکسان می دهند.
- در کل چند بار تا امروز توانسته اید با او به صورت تلفنی صحبت کنید؟
تنها یک بار و همان تماسی که بعد از عید داشت و در حال حاضر حدود یک ماه است که از وضعیت وی به طور کامل بی اطلاع هستیم.
در کشورمان دم از آزادی بیان می زنند، ولی به راحتی حقوق دانشجویان را زیر پا می گذارند، ما به دنبال حقوق دیگر کشورها هستیم ولی حقوق اولیه مردم خودمان را نادیده می گیریم، کوچکترین حقوق آن ها که داشتن وکیل، تماس و دیدار با خانواده و … برای آن ها رعایت نشده است. به امید آزادی تمام دانشجویان.
فعالان حقوق بشر در ایران



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
