امروز، شنبه ۵ اردیبهشت، حکم پرستو اللهیاری در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه ۲۸ به وی ابلاغ شد. به موجب این حکم، و به استناد ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، وی به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.
براساس حکم ابلاغ شده٬ اتهام پرستو اللهیاری، اقدام عليه امنيت كشور از طریق فعاليت تبليغي عليه نظام است. که این حکم با توجه به عضویت وی در کمپین یک میلیون امضاء، دعوت از افراد در خانه برای جلسات در جهت اهداف و برنامه های کمپین، جمع آوری امضاء، و همچنین نوشتن در سایت های اینترنتی صادر شده است.
پیش از این در تاریخ ۲۷ مهرماه ۱۳۸۷، ماموران امنیتی با تفتیش منزل این عضو کمپین برخی از لوازم وی از جمله کامپیوتر، لپ تاپ و آلبوم های شخصی، دستنوشته های او را ضبط کردند و خود وی را نیز مورد بازپرسی قرار دادند. همچنین، در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۸ جلسه رسیدگی به اتهامات پرستو الهیاری دیگر عضو کمپین یک میلیون امضا، با حضور «حیدری فرد» نماینده دادستان در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تشکیل شد و پرستو الهیاری به همراه وکیل خود زهرا ارزنی در دادگاه حاضر شد. در این جلسه «قاضی مغیثی» اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام را به او تفهیم کرد و تنها لایحه دفاعیه مکتوب را از وکیل او پذیرفت.
مدرسه فمینیستی



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
