گزارش واحد صنفی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک از احضارهای کمیته انضباطی در ترم جاری: بیش از ۵۰ مورد احضار به کمیته ی انضباطی و بیش از ۱۸ ترم محرومیت از تحصیل
خبرنامه امیرکبیر: در ترم دوم سال تحصیلی۸۷-۸۸ احضارهای فله ای کمیته انصباطی به طرز غیر قابل تحملی افزایش یافته است، به گونه ای تا کنون بیش از ۵۰ مورد احضار به کمیته ی انضباطی رخ داده است.
موج اول از این احضارها در بهمن ماه ۸۷ توسط تیم امنیتی دانشگاه رخ داد که تعداد احضار شدگان بالغ بر ۱۳ نفر بوده است. اسامی احضار شدگان عبارتند از:
مجید شاه حسینی، آروین طاهایی، احسان معزی، احمد قصابان، محسن غمین، پیام ردایی، فهیمه ضیایی، سینا صداقت نژاد، غزاله ملا احمدی، سعید نجفی، محمد مهدی عباسی، کوروش دانشیار، حسین ترکاشوند
این موج از احضار ها در حالی رخ می داد که اتهام بسیاری از دانشجویان حضور در تجمع اعتراضی به ناکارآمدی فراهانی بود که در نهایت منجر به فاجعه ی قطع پای یکی از دانشجویان دانشگاه شده بود.
ولی این احضار ها در تناقض صریح با اظهارات معاونت دانشجویی دکتر آرزو و نماینده ی نهاد رهبری حجةالاسلام میراحمدی قرار داشت که هر دوی آنها بیان کرده بودند که کسی در پی این تجمع احضار نخواهد شد. این احضارهای انضباطی نشانی از ناتوانی این دو نهاد بر تاثیر گزاری در جریانات دانشگاه می دهد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در احضار هایی که در زمان بین میان دو ترم صورت گرفت، سه تن از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان نیز به چشم می خورد. در این میان دبیر فرهنگی، دبیر صنفی و دبیر این تشکل دانشجویی به کمیته احضار شده بودند که همچنان کینه توزی دولت نهم با تشکل انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه امیرکبیر را در آخرین نفس های این دولت نشان می داد.
در ادامه سال تحصیلی و پس برگزاری پروژه ی دفن پیکر چندین سرباز شهید وطن، دانشگاه همان طور که از قبل هویدا بود، این مسئله را مستمسک دست خود قرار داد و بیش از ۳۰ نفر از دانشجویان را به کمیته انضباطی احضار کرد. اسامی احضار شدگان عبارتند از:
امیر جهانگیری، لیدا محمودی، کوروش محمود کلایه، آروین طاهایی، احسان معزی، مجید شاه حسینی، نازلی صباح، مریم سلیمی، آرمان صداقتی، فرزانه شیخی، کبیر فاضلی، ایمان بهرام زاده، سینا صداقت نژاد، غزاله ملا احمدی، مرتضی ورمزیار، یاسر ترکمن، نیما گ.، مجید شیخ پور، سیامک شجاعی، سجاد ویس مرادی، پیام ردایی، آذین اسکندری، علی اصغر سپهری، بامداد غلامی، بیتا صمیمی زاد، روشنک خانی، فهیمه ضیائی، محسن گرامی، یوسف رشیدی، نوید گرگین، محسن غمین.
پس از انجام این احضار ها در اسفند ماه ۸۷ و تنها اندکی مانده به آغاز سال جدید، بیش از ۱۸ ترم محرومیت از تحصیل برای دانشجویان احضار شده صادر گردید که در این بین برای ۵ نفر دو ترم محرومیت از تحصیل برای ۸ نفر یک ترم محرومیت از تحصیل صادر گردید و در مجموع ۱۳ نفر در پی این جریان برای مدتی از ادامه ی تحصیل محروم گردیدند. همچنین مابقی دانشجویان احکام توبیخ کتبی و اخطار دریافت کردند. این تعداد ترم محرومیت از تحصیل در تاریخ دانشگاه های کشور بی سابقه است.
در ادامه این احضار ها و سرکوب گری ها، تمامی این احکام در فروردین ماه ۸۸ قطعی گردید و بسیاری از دانشجویان به دانشگاه ممنوع الورود گردیدند. احضار ها در سال جدید همچنان ادامه دارد و تا کنون در سال جدید، سه نفر به کمیته ی انضباطی احضار شده اند که اتهامات آنها با روز های قبل و روز دفن شهدا در ارتباط است.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
