خبرنامه امیرکبیر: خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به احمدی نژاد خواستار رعایت حقوق شهروندی فرزندان خود شدند.
متن این نامه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
آقای احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
این نامه را ما خانواده ها درحالی می نویسیم که به پایان چهارمین سال ریاست شما بر قوه مجریه نزدیک می شویم. متاسفانه واقعیت تلخ آن است که حاصل چهار سال صدارت شما بر قوه مجریه چیزی جز دستگیری فرزندان ما در دانشگاه به جرم انتقاد نبود. علت نگارش این نامه تداوم بازداشت فرزندانمان در زندان است.
اکنون بیش از هشتاد روز از تداوم بازداشت اسماعیل سلمانپور، حسین ترکاشوند، مجید توکلی و کوروش دانشیار به جرم شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان می گذرد. پس از مدتی نیز پنج تن دیگر از عزیزانمان به نام های عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و یاسر ترکمن نیز بازداشت شدند که بهانه دستگیری آنها اعتراض به تدفین شهدا در دانشگاه بود هر چند هیچکدام از آنها در آن روز در دانشگاه نبودند. چند روز پیش نیز مسعود دهقان، فرزند شهید و دانشجوی امیرکبیر نیز در خصوص اعتراض به تدفین شهدا در دانشگاه بازداشت شد.
آقای احمدی نژاد این نامه را در حالی می نویسیم که در روزهای گذشته شما به طور شخصی خواهان بررسی پرونده رکسانا صابری شده اید و از سوی دیگر بارها از نقض حقوق فلسطنیان و سایر افراد دردمند جهان گلایه کرده اید. بی شک ما نیز از تلاش برای آزادی صابری و هر گونه احقاق حق مظلومان جهان خوشحال می شویم اما چرا این اقدامات شما تنها متوجه شهروندان سایر کشورهای جهان است چرا از تضییع حقوق فرزندان این مملکت توسط اوامر تحت امرتان جلوگیری نمی کنید؟ چرا باید دانشجویان امیرکبیر به جرم انتقاد در زندان باشند؟ مگر فرزندان جوان و بی گناه ما شهروند نیستند؟ چرا باید جوانان ارزشمند این کشور روزهای جوانی را در سلول های انفرادی زندان اوین بگذرانند؟ چرا ما مادران حتی اجازه یک بار دیدار آن ها را طی این دو ماه نداشتیم؟ چرا باید هر گاه فرزندانمان تماس می گیرند تنمان بلرزد از صدای ناراحت، غمگین و خسته آنها؟
آقای احمدی نژاد چراهای فراوانی در ذهن ما خانواده های دانشجویان در بند نقش بسته است که امیدواریم به چند مورد بالا پاسخ دهید. ما می خواهیم بگوییم دانشجویان بی گناه که هر روز بازداشت می شوند نیز شهروند این کشور هستند و حقوقی دارند. دانشجویانی که هر روز به جرم انتقاد در دانشگاه بازداشت می شوند فرزندان همین آب و خاک هستند. مادر و پدرهای نگران و چشم به راه نیز شهروندان این کشور هستند و حق دارند بدانند فرزنداشان پس از دو ماه بازداشت در سلول انفرادی چه وضعیتی دارند. بارها برای دیدار عزیزانمان تلاش کردیم و جلوی زندان اوین و دادگاه انقلاب رفتیم اما چیزی جزء جواب سر بالا نشنیدیم. اجازه ملاقات داده نمی شود. حتی چند تن از این دانشجویان تا به حال هیچ تماسی با خانواده خود نگرفته اند. آخر کدام مادر و پدر است که بتواند این وضع را تاب بیاورد؟
با احترام
خانواده های دانشجویان زندانی
ترکاشوند، ترکمن، توکلی، حکیم زاده، دانشیار، دهقان، قصابان، مشایخی، مصطفوی



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
