خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان بازداشت شده پلی تکنیک تحت شکنجه و فشارهای غیرانسانی برای انجام مصاحبه تلویزیونی قرار دارند.
یکی از زندانی های زندان اوین که به هنگام انتقال اسماعیل سلمانپور به بهداری وی را دیده است، با تماس تلفنی اطلاع داد که دانشجویان به شدت تحت فشار برای انجام مصاحبه تلویزیونی قرار دارند. وی گفته است فشار و شکنجه بر دانشجویان به حدی است که وضعیت جسمی برخی از آنان به شدت نگران کننده است. وی وضعیت اسماعیل سلمانپور را هم به هنگام انتقال به بهداری بسیار نگران کننده مشاهده کرده است.
وی همچنین اطلاع داد که چند نفر از دانشجویان برای اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زده اند. دانشجویان در اعتراض به اعمال وحشیانه بازجویان برای اعتراف به سناریوی ساختگی دست به اعتصاب غذا زده اند.
طی روزهای گذشته نیز یکی از دانشجویان بازداشتی امیرکبیر با خانواده خود تماس گرفته است. وی از پایان بازجویی های خود خبر داده، اما افزوده است که دیگر دانشجویان همچنان تحت بازجویی همراه با شکنجه قرار داند و از آنها خواسته شده است با انجام مصاحبه تلویزیونی به سناریوی ساختگی نیروهای امنیتی اعتراف کنند.
این در حالی است که دانشجویان تاکنون هیچ گونه ملاقاتی با خانواده ها یا وکلای خود نداشته اند. برخی از دانشجویان نیز تاکنون هیچ گونه حتی تماس تلفنی هم با خانواده های خود نداشته اند. عدم اجازه به دانشجویان برای ملاقات با خانواده ها و کلای خود و همچنین اخبار روزهای اخیر در مورد وضعیت جسمی دانشجویان و اعتصاب آنان، بر نگرانی های خانواده ها و دیگر دانشجویان به شدت افزوده است.
به نظر می رسد پس از آنکه نیروهای امنیتی بر سر پروژه نشریات موهن خود با بی آبرویی مواجه شدند، اکنون دانشجویان را به شدت تحت فشار گذاشته اند تا سناریوی دیگری برای آنها بسازند.
کینه نیروهای امنیتی به اعتراض دانشجویان پلی تکنیک به هنگام حضور احمدی نژاد در این دانشگاه و اعتراض دانشجویان به وی باز می گردد. اما اعتراضات امسال دانشجویان به پروژه دفن شهید نیز باعث شده است تا نیروهای امنیتی مجددا به انتقام گیری از دانشجویان مبادرت ورزند.
اکنون نیز گرچه بازجویی چند نفر از دانشجویان به اتمام رسیده است، اما عدم آزادی هیچ یک از دانشجویان و عدم اجازه ملاقات به خانواده ها و وکلا برای ملاقات با دانشجویان بازداشت شده و تحت فشار قرار دادن دانشجویان برای انجام مصاحبه تلویزیونی، نشان از اقدام نیروهای امنیتی برای پرونده سازی گسترده برای دانشجویان دارد.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
