زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: “زيبايی زنان ايرانی چنان خيره‌کننده است که هوش از سر بيننده می‌ربايد” ولی امروز چه چيز در ايران زيبا به شمار می‌رود؟ زيبا، هر آن چيزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زيبا، هر آن چيزی ست که در فيلم‌های هاليوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ايرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خويش از دست داده‌اند.

 

اشپيگل آنلاين (۱۹ آوريل) در گزارشی که تنها به بخشی از زنان جامعه و به ويژه تازه به دوران رسيده‌هايی اختصاص دارد که در يک جامعه بی‌توليد و در يک اقتصاد بيمار، فقط مصرف می‌کنند، و تصويری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زير عنوان کوتاه «جنون زيبايی در ايران» چنين می‌نويسد:

 

جنون زيبايی زير روسری غوغا می‌کند. زنان ايرانی برای برنزه شدن تا مرز بيهوشی زير آفتاب جزغاله می‌شوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سرکه می‌نوشند.

 

«ياسمين تيفنزه» از سالها پيش در ايران زندگی می‌کند و هنوز نمی‌تواند اين همه را درک کند. به يادداشت‌هايی از او از سرزمين هزار و يک عمل بينی توجه کنيد:

 

ممکن است در غرب درباره مانکن‌هايی که به بيماری لاغری و سوء تغذيه دچار هستند، بحث شود. در ايران اما رژيم گرفتن و عمل‌ زيبايی، شيک و مد به شمار می‌رود. امکان ندارد زنان در ايران همديگر را ملاقات کنند و يک برنامه رژيم غذايی رد و بدل نکنند و يا درباره آخرين عمل زيبايی که انجام داده‌اند، حرف نزنند. زيبا بودن در ايران، يکی از وظايف اصلی زنان است.

 

ولی واقعا چه چيز در ايران زيبا به شمار می‌رود؟ زيبا، هر آن چيزيست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زيبا، هر آن چيزيست که در فيلم‌های هاليوود نشان داده می‌شود. و اين همه در کشوری که زنانش از قرنها پيش به دليل زيبايی طبيعی‌شان زبانزد بوده‌اند. زمانی، مسافری از غرب چنين نوشته بود: «زيبايی زنان ايرانی چنان خيره‌کننده است که هوش از سر بيننده می‌ربايد». امروز اما زنان ايرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خويش از دست داده‌اند.

 

زنان ايران به دليل حجاب اجباری نمی‌توانند مانند زنان در کشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش کوچکی از موی و پرهيب پيکرشان است که در برابر بيگانه به نمايش در می‌آيد.

 

دختران روپوش مدرسه می‌پوشند و حق ندارند آرايش کنند و حتی به ناخن‌هايشان لاک بزنند، يا موهايشان را رنگ کنند و يا حتی ابروهايشان را بردارند. همه اينها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران می‌کنند و چندان احتياط و حساسيتی هم در اين راه به خرج نمی‌دهند.

 

اگر کسی پولش را نداشته باشد، از روش‌هايی استفاده می‌کند که در آلمان بيمارگونه ارزيابی می‌شوند: مثلا همراه با غذا سرکه‌ای را می‌خورند که خودشان درست کرده‌اند تا چربی با اسيد جايگزين شود. علاوه بر اين در روز چندين ليتر آب می‌نوشند چرا که چربی بايد به اين وسيله از بدنشان خارج شود. به همه اينها يک ورزش شديدا مبالغه‌آميز نيز اضافه می‌شود. البته با موهای کاملا آرايش شده، صورت پودر و کرم ماليده و در فضايی که بوی عطر و ادوکلن گران قيمت آن را پر کرده است.

 

امير، يک مهندس پنجاه ساله از تهران می‌گويد: «فرقی نمی‌کند، در هر ساعتی که به پارک بروم، زنان چنان بی عيب و نقص به نظر می‌رسند که من هميشه از خودم می‌پرسم آخر اينها کی از خواب بلند شده‌اند؟ چنان بوی عطر می‌دهند که من برای دويدن در پارک يک شال با خودم می‌برم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمی‌بندم، بلکه جلوی بينی‌ام می‌گيرم تا مرا از موج عطری که از سوی زنان متصاعد می‌شود، حفظ کند».

 

اگرچه تصور زنان ايرانی از زيبايی با تصوری که مأموران امر به معروف و نهی از منکر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حکومت از اين نوع فرهنگ پرورش اندام حمايت می‌کند: در بسياری از پارکها دستگاه‌های پرورش اندام قرار داده شده‌ است و مربی مخصوص زنان وجود دارد که روزی يک ساعت آن هم رايگان به آنها تمرين می‌دهد.

 

اخيرا پارک‌هايی مخصوص زنان ساخته شده‌ تا چشم نامحرم به آنها نيفتد. در اين نوع پارکها زنان می‌توانند بدون حجاب حرکت کنند. نيروهای انتظامی برای اين پارکها زنان انتظامی را به کار می‌گمارد.

 

زنان ثروتمندتر اما پزشکانی را استخدام می‌کنند که برای آنها برنامه غذايی تجويز می‌کند. يک رستوران زنجيره‌ای در ايران از چندی پيش حتی سه وعده منوی غذای رژيمی برای بانوان طبقه بالا ارائه می‌کند. زنانی که از امکانات مالی کمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستيک‌های مخصوص نگهداری مواد غذايی می‌پيچند و زير آفتاب دراز می‌کشند تا چربی بدنشان آب شود.

 

آن پوست سپيدی که روزی در ايران شيک به شمار می‌رفت، مدتهاست که از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در يک مسابقه بی‌پايان تلاش می‌کنند به مؤثرترين شکل ممکن خودشان را برنزه کنند و برای اين کار هيچ حد و مرزی نمی‌شناسند. مثلا يکی از موادی که می‌توان پوست خود را با آن برنزه کرد، مايه‌ای است که از ترکيب حنا و ماست به دست می‌آيد. در سال گذشته، مخلوط روغن زيتون و قهوه سريعترين راه برنزه شدن به شمار می‌رفت. يک راه ديگر که معجزه می‌کند اين است که در حال ماليدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمک پاشيد!

 

زنان ناجی غريق از مد برنزه بسيار نگران هستند چرا که زنان ساعت‌ها زير نور خورشيد دراز می‌کشند، بدون آنکه چيزی بخورند. اين کار اغلب به اختلال در گردش خون منجر می‌شود. ناجيان غريق در محل‌های شنا هميشه از بلندگو اعلام می‌کنند که بانوان بايد دست کم يک بار در ساعت دوش آب سرد بگيرند و به اندازه کافی مايعات بنوشند. آنها می‌خواهند با اين هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پيش، جنون برنزه شدن تا آنجا پيش ‌رفت که خانم‌ها پس از کلی شنا کردن زير آفتاب، يک ساعت تمام هم روی نيمکت دراز ‌کشيدند تاحمام آفتاب بگيرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتاب‌سوختگی شدند و حتی گفته می‌شود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ايرانی دوستی را می‌شناسد، يا دوست دوستش را، و يا دوستِ دوستِ دوستش را، که بدنش اين اندازه از آفتاب و گرما را نمی‌توانست تحمل کند. چندی پيش دولت دستور داد تمام اين نيمکت‌ها را، البته به دلايل بهداشتی، جمع کنند.

 

عمل زيبايی در ايران به يک کار روزانه تبديل شده است. هميشه و همه جا از آن حرف زده می‌شود. خيابان‌های تهران پر است از زنان و مردانی که يک چسب زخم روی بينی‌شان دارند. از آنجا که بسياری از ايرانيان دماغشان بزرگ است، عمل بينی به يکی از معمول‌ترين عمل‌های زيبايی تبديل شده است. در عين حال بزرگ کردن لب‌ها و برجسته کردن استخوان گونه‌ها و بزرگ کردن پستان‌ها نيز بسيار رايج است. رفع چربی بدن نيز بيش از پيش طرفدار پيدا می‌کند. از آنجا که عمل زيبايی با هزينه همراه است، حتی برخی پدران اتومبيل خود را می‌فروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدل‌های مجله‌های زيبايی عمل کند.

 

آرايشگاه‌های زنانه و مردانه درايران جدا هستند. به همين دليل سالن‌های آرايش زنانه به استوديوهای زيبايی تبديل شده‌اند که زنان می‌توانند يک روز تمام در آنها بدون هر مشکلی بسر آورند. کم نيستند سالن‌های آرايش و زيبايی که حتی سه طبقه هستند زيرا اغلب پيش می‌آيد که همه مشتريان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا می‌مانند. مثلا برای اينکه لاک ناخن‌های يک خانم بايد با لباس شب‌اش جور در بيايد. البته با اين شکل و شمايل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر می‌شوند.

 

اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلايی می‌کنند که متأسفانه با ترکيب رنگ موی زنان ايرانی، نه بلوند بلکه زرد می‌شود. از آنجا که خانم‌ها فقط می‌توانند چتری و جلوزلفی خود را از زير روسری به نمايش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش می‌دهند و بالا می‌برند.

 

بالاخره همه چيز حاضر می‌شود: با پوست به شدت قهوه‌ای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج کيلو، آرايش خشک هاليوودی و کفش‌هايی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ايرانی با الگوهای غربی‌شان تقريبا هيچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقريبا! چرا که زنان در غرب واقعا اين شکلی نيستند!

 

اشپيگل آنلاين
برگردان از الاهه بقراط
گویا

 

73020280AJ101_TehranFashion

IRAN/

 

۱۸ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۸ - آزاده :

    سلام
    این الاهه خانم مقالات و ترجمه های بسیار خوب و قابل تأملی دارد که توصیه میکنم به همه ی دوستان اگر توانستند انها را مطالعه نمایند. در ضمنا هادی خرسندی را نیز از یاد نبردید . با کلیکی در گوگل انها را راحت هر جا که باشند میابید حتی اگر در خواب ناز باشند.
    اما از زنان امروزیمان - البته این امر که زن بدنبال زیبائی است در تمام جهان مرسوم است و مختص زنان ما نیست و این امر نه مشکل شرعی دارد نه عرفی . اما یکجای این امر که بسیار میلنگد ان است هر کجا آنچه که موردتوجه مردم باشد ممنوع شود بالطبع عزیز گردد- در اینجا مصداق پیدا کرده است . در کشوری که نسل جوان تفریحی ندارد _ در کشوری که بزور باید روسری و چادر و چارقد سر کرد _ در جامعه یی که باید تظاهر کرد _ در کشوری که انچه را مردان و زنان در تمام دنیا عادی و معمولی انجام میدهند- با تظاهر و ریا انجام نداد -
    در کشوری که تنها چاپلوسی و تملق تبلیغ و ترویج میشود-
    ایا میتوان انتظاری بیش از این داشت که احاد ان جامعه در امورات خویش زیاده روی و تفریط نکنند؟
    در اینجا بدلیل انچه سرداران بیخاصیت رژیم اعلام و گشتهای امر بمعروف و … ارشاد حمایت و دفاع میکنند -خواه ناخواه مهمترین قشری که این فشار بر رویش است همان نسل جوان و بویژه زنان و دختران - بدفاع و تعارض بر میخیزند و انچنان در این تعارض و مقاومت و مبارزه منفی با رژیم پیش میروند که حتی بخود اسیب وارد میسازند- هنگامیکه در این نظام ارایش و زیبایی برای زن ممنوع و حرام و تکفیر شده است چگونه متخصصان میتوانند در وسایل ارتباط جمعی در مورد خطرات موارد زیان آور و افراط و تفریط در این امر تبلیغ و یا صحبت کنند بنابراین باید همه این موضوعات را نادیده بگیرند و اگر تیغ بگوی رژیم رسید انرا به گردن ایادی استکبار جهانی و مزدوران داخلی و خارجی اش بیاندازد- بنابراین تا انجا پیش میرویم که حتی ناظران خارجی دادشان از این بی عملی به آسمان میرود.
    پس چاره ی کار چیست؟- همینگونه دست روی دست گذاشت و یا آنکه کاری کرد کارستان - تا ایران شود گلستان- اری باید مقاومت کرد و موانع را از جا کند…. و در این راستا ضمن حفظ خود و ارزشها / خود را رای ایرانی ازاد و آباد اماده داشت !


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۸ - siamak :

    شاید به دلیل بسته بودن جامعهٔ ایران و محدود بودن ارتباط با دنیای خارج ،تنها راه مردم برای کنجکاوی و سر در آوردن از زندگی‌ غربیها تلویزیون‌های ماهواره‌ای باشند! و صد در صد از این طریق هم نمی‌شه به واقعیت زندگی‌ در این جوامع پی برد.. چه زنان و چه مردان در کشورهای غربی هرگز شکل و شمایلی همانند خوانندها و هنرپیشه های هالیوود ندارند.کسی‌ برای مدرسه یا دانشگاه رفتن یا برای خرید کردن و به طور کلّ برای ظاهر شدن در اجتماع خودشو مثل هنرپیشه‌ها در نمیاره! من فکر می‌کنم اگر در ایران آزادی بود ،چیزی به اسم حجاب اجباری وجود نداشت و مردم میتونستن آزدانه به کشورهای خارجی‌ رفت و آمد کنند و تفکیک جنسیتی در کار نبود و کلا همه چیزمون طبیعی بود سر و وضع مردم هم این قدر عجیب قریب نبود! به هر حال در شرایط امروز حاکم بر ایران ،مردم و بخصوص زنها شاید کارهای بسیار مهمتری از وقت تلف کردن جلوی آینه یا توی آرایشگاه‌ها داشته باشند!


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۸ - سكولار :

    شان انسان به ازادي اوست. مرز آزادی آدمي آنجاست که آزادی ديگران شروع میشود.


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۸ - مهسا :

    واقعا مضحك بود.الان بايد شرمم بياد كه يه دختر ايرانيم؟!! دوباره ۱ خبرنگار غير ايراني يا نيم چه ايراني يه روايت غير واقعي از ايران نوشته .البته نبايد به ايران تعميم داد!شايد تهران و چند تا شهر بزرگ ايران.

    اين گزارش درمورد خيلي كشور هاي ديگر هم صدق مي كند و تو اين چند ساله در كل جهان آمار عمل زيبايي رشد داشته.
    سال ۲۰۰۸ در امريكا ۱۲ مليون عمل زيبايي انجام شده كه نسبت به سال قبل ۱۱ درصد افزايش داشته و در ۲۰۱۵ به بيش از ۵۵مليون خواهد رسيد. كه بخش قابل توجهي مربوط به دختران ۱۸ سال و كم تر مي شه!
    در هر كشوري بسته به فيزيكشون نوع عمل جراحي خاصي رواج بيشتري داره.
    مثلا در آسياي شرقي عمل پلك چشم رواج پيدا كرده ، و در ايران هم به دليل اين كه ايراني ها بيني نسبتا بزرگي دارند عمل بيني بيشتر رواج داره.
    حتي تو كشورايي كه اقتصاد درست حسابي ندارن مثل برزيل مكزيك و ونزوئلا عمل زيبايي رواج دارد. تو ونزوئلا ، زيبايي به ارزشس اجتماعي تبديل شده كه اغلب تعيين كننده ي موفقيت و شكست شخصي و حرفه ايه.
    شايد از يه نظر ايي شرايطمون شبيه باشه:
    در ونزوئلا بسياري از زنان ، كه هم از نژاد پرستي و هم از مرد سالاري لطمه ديده اند ، زيبايي را يك راه موثر براي بالا رفتن از پلكان سلسله مراتب اجتماعي مي شمار ند و گاهي حتي اونو تنها راه بقا مي دونند.
    در ونزوئلا علي رغم ثروت عظيم نفت بيش از ۵۰% در فقر به سر مي برند اما يك پنجم در آمد خود را صرف محصولات آرايشي مي كنند.
    تازه تو ايران بايد حجاب داشته باشي و تنها گردي صورتت پيداست برا همين همه آرايش هاي غليظ دارن.
    در مورد لاغري كه نوشتن الگوي دختراي ايران مدل هاست واقعا مضحك بود ، مدلاا سايزشون ۰ و من تا حالا تو ايران نديدم كه دختري بخواد به اون اندازه لاغر كنه شايد چون مرداي ايراني هم آن اندازه لاغر نمي پسندند!!!
    در ضمن مگه لاغري بده؟من تحسين مي كنم آدمايي كه به فكر سلامت و ظاهرشون هستن.آدم لاغر خيلي بهتر از آدمي كه شكم داره و كلي چربي اضافه در بدن ، مثله پوشيدن لباس نا مرتب مي مونه.
    در مورد موهاي بلوند متاسفانه مورد پسند اكثر آقايان ايرانيه و اونا خيلي وقتا خانماشونو تشويق مي كنن.
    و ۱ چيز مهم تر اين كه حالا كه ورود دختر ها به دانشگاه محدود شده ، فرصت هاي شغلي كم تري هم نسبت به مردها دارند ، خوراك فكري مناسبي ندارند خب بايد با يه چيزي وقت بگذرونن ديگه!
    اگر تو غرب نگاه ابزاري به زن مي شه اينجا هم نگاه ابزاري به زن به يه شكل ديگه وجود داره تو برداشت هايي از دين ، تو سنت هاي پوسيدمون ، و در نگاه ها و افكار گير كرده بين سنت و مدرنيتمون.
    خيلي از زن ها هم براي جلوگيري از ازدواج مججد همسرانشان كه خيلي هم رواج داره حتي بيشتر از عمل زيبايي!!! به تكاپو افتادند.

    و در آخر اين كه اگر آدم مي تونه ظاهر بهتري داشته باشه چرا كه نه؟اما اين كه تمام ذهنشو پر كنه ، خب نه!
    عوض اين كه يه عده به خودشون زحمت بدن گزارش هاي خاله زنكي بنويسن و به يه عده برچسب تازه به دوران رسيده بزنن بهتره وقتشونو صرف كار بهتري كنند و به دنبال انگيزه يا شرايطي كه زنان را به اين سمت سوق داده ، باشند.


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۸ - ب :

    کی گفته همه زنان ایرانی اینجورین؟!؟!
    چقدر الکی نگاهشو به همه بسط داده
    ممکنه عده ای این تیپی باشن، اما بین این همه زنی که من اطراف خودم دیدم در این سال ها یک نفر هم اینجوری که اشپیگل وانمود کرده نبوده و نیست.
    درسته که این جریان چیپ و احمقانه در ایران وجود داره، اما دیگه به این شدتی که راپورت داده شده نیست.
    یکمی به آدم برمی خوره


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۸ - سروش چوبینه :

    متاسفانه به نظر من این به دلیل پایین بودن ارزش زن در ایران است.
    در کشوری که یک زن ارزشی برابر با مرد ندارد, در کشور ما به دلیل نگاه خاص اسلام به زن و ایجاد تفکر مرد سالاری همیشه زنان در حاشیه بوده اند و تقریبا در اجتماع تنها راهی که یک زن برای ثابت کردن ارزش خود داشته این بوده که به زیبایی و دستپخت عالی و فرمانبری از مرد شهره شود. این تفکر قدیمی امروزه به شکل دیگر رواج دارد و هنوز زن ایرانی جایگاهی که مستحق آن است را در جامعه نیافته پس زنان در این مورد بیگناهند و این محصول جامعه ایرانیست نه فرد


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۸ - غ :

    من واقعا متاسفم از اینکه برداشتها از زن و دختر ایرانی اینگونه است که در بالا بود شان دختر ایرانی این نیست آزادی و تفکر دختر ایرانی بالاتر از مزخرفاتی است که اشپیگل نوشته


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۸ - مهرداد :

    باید بیاموزیم و قبول بکنیم که انسانهاآزاد هستند که دماغ و یا هر جای بدنشانرا چاق و لاغر بکنندو بهیچ کس و مرجعی ارتباط ندارد،تا جائیکه به آزادی دیگران لطمه ای نزند.این دید که دیگرانرا قضاوت کنیم یکی دیگر از دستورات متحجر مذهبی است.
    ملیونها نفر از استکها و آنکاها، توسط اسپانیائ های مسیحی در آمریکا بقتل رسیدن بخاطر آنکه شبیه مسیحیان اروپائی نبودند.از تاریخ اسلام عزیز میگذرم.
    لحظه ایکه شروع به قضاوت کردیم،یعنی نظر خود را ارجحیت دادیم تا بنظر یک فرد دیگر. این ماهستیم که از حدود آزادی خود تجاوز کرده ایم نه نفر قضاوت شونده.
    درود بر انسانهایآزادیخواه برای همه.
    پاینده باد ایران آزاددمکراتیک رنگارنگ


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۸ - باوفا :

    وقتی بعضی از زنا و دخترای ایرانی برای خودشون شان قایل نیستن می خواین اشپیگل براشون قائل باشه!


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۸ - آمنه :

    با پیوستن به کمپین یک ملیونی و آگاهی رسانی به زنان و روشنگری جامعه به حقوق شان در راه تحقق ارمانهای ازادی خواهانه ی ملت ایران گامهای مثبتی بردارید.
    در خانه / کوچه / صف ها / با پییش کشیدن صحبت- مردم و جامعه را به دریده گری و تمامیت خواهی ملایان اشنا ساخته و حقوق و مطالبات حقه انان را یادآور شوید.
    از روشنگری و آگاهی رسانی کوتاهی نکنید به این طریق ضمن فعال ساختن نیروهای بلقوه ی جامعه - دید گاههای انان را توسعه بخشیده و دیگر دنیا به زن ایرانی به این چشم نخواهد گریست.


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۸ - لطفی :

    دماغ عمل کردن بله سیگار کشیدن نه


  • ۴م اردیبهشت ۱۳۸۸ - علی :

    قبول دارم که تو ایران آزادی محدوده ! ولی آمارهای قبل انقلاب هم نشون میده ایرانیا متاسفانه رده اول در مصرف مواد آرایشی و بهداشتی داشتن ! یعنی این خانه از بن خراب است !!!


  • ۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ - آنکه گفت: "نه" ! :

    میبینم که رنگ پوست زنهائی که کنار خیابونها خرده ریز میفروشند، یا اونهائی که توی شالیزارها مون برنج میکارند… تیره و کدر هست و پوستشون به استخونشون چسبیده! پس نگو برای هالیوودی شدن عمداً خودشون رو جلوی آفتاب جزغاله کردند و توی کیسه های پلاستیکی پیچیدند…! عجب بابا چرا این کشف علمی- اجتماعی رو زودتر نکردید و ما رو هی سرگردون گذاشتید که رمز اینهمه قیافه های خسته و تیره و استخونی زنهامون توی صف اتوبوسها و جلوی نونوائی ها و جلوی مراکز “کلیه” فروشی ها و… چیه. آفرین بر مغز مکتشف!


  • ۶م اردیبهشت ۱۳۸۸ - بابک :

    نظر مهرداد مورد تائيد است.


  • ۷م اردیبهشت ۱۳۸۸ - مریم :

    در خارج از ایران هم وضع دقیقا به همین شکل است. جنون زیبایی جهانی شده
    زن ایرانی هم آدم است و سوسک نیست که سلائقش رشد نکند!
    واقها چه فکری کرده اید.که اینهمه سفسته کرده اید!
    انسان تغییر پذیر ترین موجود عالم برای اینهم باید کلی دری وری بنویسید!!!!!!
    هر کس قبل از انجام کارش بهش فکر می کنه و عواقیش رو می پذیره
    به منو شما چه ربطی داره!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/


  • ۷م اردیبهشت ۱۳۸۸ - یاسمن :

    هر کس مختاره همونجور که دوست داره رفتار و زندگی کنه مگر اینکه باعث اذیت و ناراحتیه دیگران بشه که باید جلوشو گرفت. حالا به یه غریبه که توی این مرزو بوم زندگی میکنه و نجابت ها و تمام خوبی های
    این همه زن و دختر ایرونی که هر چی بد باشن از مدل ها و …. خارجی ها بهترن رو ندیده میگیره و فقط زوم میکنه رو عمل بینی یا تمایل خانم ها به نداشتن چربی اضافه! چی میشه گفت؟. البته اونم نظر خودشو داره و نظر همه محترمه ولی دلیل نمیشه که نظر و عقیده ی همه درست باشه!!
    هر کسی از ظن خود شد یار من……………


  • ۷م اردیبهشت ۱۳۸۸ - حمید :

    مشکل ما اینه که زندگی روی مینیمم ها واسمون کافیه فقط نوک دماغمون و می بینیم!!!مخلص کلام میذارم سهراب بگه:
    به تماشا سوگندو به آغاز كلامو به پرواز كبوتر از ذهن واژه‌ای در قفس است.حرف هايم مثل يك تكه چمن روشن بود.من به آنان گفتم:آفتابي لب درگاه شماستكه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي‌تابد.و به آنان گفتم:سنگ آرايش كوهستان نيست.همچناني كه فلز، زیوری نيست به اندام كلنگ.در كف دست زمين گوهر ناپيدايی استكه رسولان همه از تابش آن خيره شدند.پي گوهر باشيد.لحظه‌ها را به چراگاه رسالت ببريد.و من آنان را، به صدای قدم پيك، بشارت دادمو به نزدیكي روز، و به افزايش رنگ.به طنين گل سرخ، پشت پرچين سخن‌های درشت.و به آنان گفتم:هر كه در حافظه چوب ببيند باغیصورتش در وزش بيشه شور ابدی خواهد ماند.هر كه با مرغ هوا دوست شودخوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود.آنكه نور از سر انگشت زمان برچيندمي‌گشايد گره ی پنجره‌ها را با آه.زیر بيدی بوديم.برگي از شاخه بالای سرم چيدم، گفتم:چشم را باز كنید، آيتي بهتر از این می‌خواهيد؟مي‌شنيدم كه به هم مي‌گفتند:سحر مي‌داند، سحر!سر هر كوه رسولي ديدندابر انكار به دوش آوردند.باد را نازل كرديمتا كلاه از سرشان برداردخانه‌هاشان پر داوودی بود،چشمشان را بستيم.دستشان را نرسانديم به سر ِ شاخه ی هوش.جيبشان را پُـر عادت كردیم.خوابشان را به صدای سفر آينه‌ها آشفتيم


  • ۱۳م اردیبهشت ۱۳۸۸ - رکسانا :

    این خانم مثل اینکه غرض مرضی داشته که این مقاله را نوشته اگر میخواست یه سر میامد دم دانشگاه تا از ما بپرسه چرا سر و دماغمان باند پیچی شده و یا اینکه میرفت یه روز دم اوین تا ببینه زن ایران چگونه اونجا لاغر میشه و یا اینکه اون کابل ها و شلاقهایی که میخوره چگونه اونو سیاه و برنزه مینکنه و یایه سر هم میرفت جنوب شهر یا جنوب کشور و یا سرتاسر ایران تا ببینه چطوری زنان ما زیر آفتاب برای یه لقمه نان سیاه میشند - خلاصه تنها تو شمال تهران زنان ایرانی خلاصه نمیشن و ضمنا اگر انها را هم بعنوان جامعه ی زنان ایرانی معرفی کرده یی انها هم قشری هستند که اینگونه راه مقاومت منفی و مبارزه را با ارتجاعیون حاکم بر کشورشون بر گزیدنده اند اگر زنان اروپا و المانی - توی قرون وسطی و حاکمیت کلسیا گیر کرده بودند انوقت باید میآمیدیم ببینمتان چگونه هستید!!


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
بستن
به E-mail بفرست