“اتحادیهی دانشجویان اروپا” (ESU) در اطلاعیهای که در سایت رسمی خود منتشر کرده است، از وضعیت دانشجویان ایرانیای که علیه سرکوب و نقض حقوق بشر مبارزه میکنند، ابراز نگرانی کرده است. این اتحادیه به گزارشهای سازمان عفو بینالملل و دیگر سازمانهای بینالمللی مدافع حقوق بشر استناد کرده، و سلسله دستگیریهای دانشجویان را جزو اقدامات سرکوبگرانهای میداند که دولت ایران علیه دیگر فعالان مدنی نیز به کار میگیرد، چون اقلیتهای قومی و مذهبی، فعالان کارگری و فعالان حقوق زن.
ینس یونگبلوت Jens Jungblut، نمایندهی “اتحادیهی دانشجویان اروپا” در آلمان، در مصاحبه با دویچه وله گفت: «اتحادیهی دانشجویان اروپا حدود ۹ ماه پیش حین سمیناری در بارهی حقوق بشر، از وضعیت دانشجویان ایرانی مطلع شد. این سازمان سپس تلاش کرد که دانشجویان ایرانی را در اکتبر سال ۲۰۰۸ به فرانسه و در فوریه ۲۰۰۹ به پراگ دعوت کند، تا آگاهی بیشتری در مورد وضعیت دانشجویان ایرانی بیابد. اما در هر دو مورد به دانشجویان ویزا داده نشد.» یونگبلوت افزود، “اتحادیهی دانشجویان اروپا” همچنین گاه بوسیلهی دانشجویان ایرانی خارج از کشور که در کمپینهای دفاع از حقوق دانشجویان در کشورهای گوناگون شرکت میکنند، از وضعیت دشوار دانشجویان ایرانی آگاهی یافته است.
اتحادیهی دانشجویان اروپا
“اتحادیهی دانشجویان اروپا” سازمانی است دربرگیرندهی ۴۹ اتحادیهی ملی دانشجویی از ۳۹ کشور. در این اتحادیه، آلمان را “اتحادیهی آزاد سازمانهای دانشجویی” (fzs) نمایندگی میکند که متشکل از انجمنهای دانشجویی تمامی دانشگاههای آلمان است.
اتحادیههای ملی دانشجویی پذیرای همهی دانشجویان کشور خودند، بدون درنظرگیری عقیدهی سیاسی، مذهب، تعلق فرهنگی و قومی، تمایل جنسی یا جایگاه اجتماعی دانشجویان. اعضای این اتحادیه معتقد به استقلال و اصول دمکراتیک هستند.
هدف “اتحادیهی دانشجویان اروپا” نمایندگی و پشتیبانی از علائق آموزشی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دانشجویان در سطح اروپا در برابر نهادهای مربوط، بخصوص اتحادیهی اروپا، شورای اروپا و یونسکو (سازمان آموزشی، فرهنگی، علمی متعلق به سازمان ملل متحد) است. اتحادیهی دانشجویان اروپا از طریق اعضای خود بیش از ۱۱ میلیون دانشجو در اروپا را نمایندگی میکند.
گزارشی در بارهی فشارهای اخیر بر دانشجویان ایران
در اطلاعیهی “اتحادیهی دانشجویان اروپا” موارد گوناگون فشارهای دو ماه اخیر بر دانشجویان ایران شرح داده شده است. این سازمان از دانشجویان دستگیرشده و زندانی با نام یاد کرده است. اعتراض “کانون مدافعان حقوق بشر ایران” به دستگیریها و اخراجهای دانشجویان و درخواست این کانون برای بازگشت دانشجویان اخراجی به دانشگاهها در اسفندماه، سپس بسته شدن دفتر این کانون توسط مقامات دولت، حملهبه دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک )، دستگیری حدود ۲۰ نفر از دانشجویانی که در مراسم بزرگداشت مهدی بازرگان شرکت کرده بودند، و انتقال چهار تن از آنان به زندان اوین، دستگیری ۷۰ دانشجو حین تظاهراتی صلحآمیز در دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به “پروژهی دفن شهید“ از مواردی هستند که در اطلاعیه به آنها اشاره شده است.
“اتحادیهی دانشجویان اروپا” ابراز نگرانی میکند از خبرهای رسیده در مورد بدرفتاری با دانشجویان دستگیرشده در زندانها. بخشی دیگر از اطلاعیه به فشارهای دو هفتهی اخیر بر دانشجویان پرداخته است: بستن دفاتر انجمنهای اسلامی دانشجویی، از جمله در دانشگاههای سیستان و بلوچستان، اصفهان، علامه طباطبایی تهران و دانشگاه فنی انوشیروان مازندران، دستگیری گروهی از دانشجویان در شیراز و اصفهان و محرومیتشان از تحصیل، احضار دانشجویان دانشگاه فنی بابل و خواجه نصیر طوسی به کمیتههای انضباطی، محکومیت به زندان ۶ دانشجو در تبریز و دستگیری و حبس گروهی از دانشجویان طیف “آزادیخواه و برابری طلب”. همچون سازمان عفو بینالملل، “اتحادیهی دانشجویان اروپا” نگران آن است که دانشجویان زندانی شده زیر شکنجه قرار گیرند.
“اتحادیهی دانشجویان اروپا” مینویسد که به نظر میرسد افزایش فشار بر دانشجویان در پیوند با انتخابات ریاست جمهوری ایران باشد تا جلوی انتقادها گرفته شود و در جامعه سکوت برقرار گردد. این سازمان میافزاید که این دانشجویان در حقیقت زندانیان عقیدتی هستند.
اتحادیهی دانشجویان اروپا از دولت ایران خواسته است که به تعقیب و آزار دانشجویان خاتمه دهد و هر چه زودتر امکان تحصیل مجدد آنان را در دانشگاهها فراهم آورد.
یونگبلوت، نمایندهی اتحادیهی دانشجویان اروپا، در مصاحبه با دویچه وله از احساس همدردی دانشجویان در اروپا با دانشجویان ایران گفت: «آنچه ما هم اکنون در مورد وضعیت دانشجویان در ایران میدانیم، نشان میدهد که در حقیقت چقدر وضع جنبش دانشجویی در اروپا خوب است، البته به استثنای بلاروس، و اینکه ما میتوانیم در آزادی حرف بزنیم و حرکت کنیم. ما میبینیم که ترسی از این نداریم که بخاطر کارهایی که میکنیم، دستگیر بشویم و فکر میکنم که از این نظر ما در اصل از امتیاز بزرگی برخوردار شدهایم. آرزوی قلبی ما این است که دوستان ما در ایران هم بتوانند مثل ما عمل کنند، یعنی کاری را که دوست دارند بکنند بدون اینکه جانشان به خطر بیفتد.»
نویسنده: کیواندخت قهاری
تحریریه: مصطفی ملکان
رادیو دویچه وله



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
