عفو بینالملل نسبت به مرگ «مشکوک» زندانیان سیاسى در زندانهای جمهوری اسلامی ابراز نگرانى کرد.
این سازمان مدافع حقوق بشر در بیانیه خود با اشاره به مرگ امیدرضا میرصیافى، وبلاگ نویس جوان ایرانی و همچنین مرگ امیرحسین حشمتساران نوشت که «در هر دو مورد، مرگ زندانی ناشى از فقدان امکانات و رسیدگی پزشکی بوده است.»
عفو بینالملل نوشته است: «شرمآور است زندانیانى که نیاز به درمان دارند از کمکهای پزشکی محروم مىشوند تا بمیرند.»
این سازمان با مرگ بلاگر ایرانی احتمال داده است که محرومیت زندانیان از کمکهای پزشکی در ایران، نوعی تنبیه است که برای آنها در نظر گرفته میشود.
عفو بینالملل از مقامهای ایرانی خواسته است تا علت دقیق مرگ میرصیافی و حشمتساران را در اسرع وقت و به صورت بیطرفانه بررسی کرده و مقامهای مسئول در این زمینه را محاکمه کند.
پیش از این بیانیه، نهادهای فعال حقوق بشری نیز با صدور بیانیههایی خواستار مشخص شدن علت مرگ این دو زندانی شده بودند.
وی از ۱۹ بهمن ماه سالجاری برای سپری کردن محکومیتش، به اوین منتقل شده بود.
کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران، مرگ این جوان را نشانهای از «بیاعتنایی» مقامهای جمهوری اسلامی «نسبت به سلامت» زندانیان دانسته است.
امیرحسین حشمتساران فعال سیاسی دیگر زندانی است که ۱۷ اسفند ماه در بیمارستان «رجائی» شهر کرج درگذشت.
حشمتساران پنج سال پیش به اتهام راهاندازی سازمانی به نام «جبهه اتحاد ملی» در شهریار بازداشت و به هشت سال زندان محکوم شد.
این فعال سیاسی از مدتها پیش دچار ناراحتی قلبی بوده، اما مقامهای زندان حاضر به اعطای مرخصی استعلاجی به وی نشدند.
مقامهای قضایی ایران تاکنون حاضر نشدهاند در خصوص علت مرگ میرصیافی و حشمتساران توضیحاتی ارائه دهند.
پیش از مرگ این دو تن، اکبر محمدی و ولیالله فیض مهدوی زندانیان دیگری هستند که در زندانهای ایران جان باختهاند.
رادیو زمانه



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
