روزنامه بریتانیایی فایننشال تایمز می گوید سه کشور قدرتمند اروپایی طرحی را برای تحریم های بیشتر اتحادیه اروپا علیه ایران در درست بررسی دارند.
این روزنامه در شماره پنجشنبه ۲۶ فوریه (۸ اسفند) خود نوشته است که فرانسه، آلمان و بریتانیا فهرستی از تحریم های اضافی علیه ایران را پیشنهاد می کنند تا به منظور تقویت دست دولت آمریکا در رویکرد جدیدش نسبت به ایران به اجرا در آید.
فایننشال تایمز از رؤیت فهرستی از نام ۳۴ نهاد و ۱۰ فرد ایرانی خبر داده است که گفته می شود با “برنامه پنهانی تسلیحات هسته ای و بیولوژیک ایران” در ارتباط هستند.
به نوشته این روزنامه، دیپلمات های اروپایی وجود این فهرست را تأیید کرده اند اما درباره انگیزه تهیه آن نظراتی متفاوت داشته اند.
بعضی از این دیپلمات ها به فایننشال تایمز گفته اند: هدف این است که در ادامه سیاست چماق و هویج، “چماقی بزرگ تر” در اختیار دولت آمریکا قرار گیرد.
اما دیگران گفته اند که سه کشور اروپایی می خواهند بر روند بازبینی سیاست دولت آمریکا در قبال ایران تأثیر بگذارند و باعث شوند نتیجه این بازبینی، که قرار است ماه آینده میلادی تکمیل شود، سختگیرانه تر باشد.
به گفته این دیپلمات ها، کشورهای یونان، قبرس، اسپانیا، اتریش و سوئد با این طرح مخالفت کرده اند.
فایننشال تایمز می نویسد که فهرست شش صفحه ای مورد بحث بعضی نهادها را شامل می شود که پیش تر توسط ایالات متحده و سازمان ملل در فهرست تحریم قرار گرفته بودند، اما افرادی که نامشان در فهرست پیشنهادی سه کشور اروپایی آمده، همگی برای نخستین بار در تحریم ها مطرح می شوند.
به گزارش روزنامه بریتانیایی، نام فرمانده نیروهای بسیج و معاون او نیز در این فهرست دیده شده است.
بر اساس این گزارش، دانشگاه صنعتی شریف، شرکت بیمه ایران، خدمات بار هما وابسته به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (ایران ایر)، قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا وابسته به سپاه پاسداران، سازمان فضایی ایران و موسسه واکسن و سرم سازی رازی از جمله نهادهایی هستند که برای نخستین بار در فهرست تحریم مطرح می شوند.
فایننشال تایمز می نویسد که نام شش بانک ایرانی و دفاترشان در تهران نیز در فهرست پیشنهادی مذکور قرار دارد و نام بانک تجارت برای اولین بار در آن مطرح شده است.
بی بی سی



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
