خبرنامه امیرکبیر: مراسم ترحیم مادر مقداد خلیل پور، عضو انجمن اسلامی دانشجویان امروز چهارشنبه ساعت ۳ بعد از ظهر در مسجد دانشگاه امیرکبیر برگزار شد.
این مراسم با حضور اساتید و دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و فعالین ادوار انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک برگزار گردید و در قسمتی از برنامه مجید توکلی در جمع دوستان خلیل پور به ایراد سخن پرداخت.
وی با ابراز همدردی با مقداد خلیل پور و آرزوی آمرزش و علو درجات برای آن مرحومه مغفوره و صبر جزیل برای بازماندگان برگزاری این مراسم را احترام به مادری دانست که اگر دانشجویان او را نمی شناسند آیینه معرف او، مقداد، را می شناسند. توکلی با اشاره به دوران بازداشت خلیل پور در بند ۲۰۹، ۲۰ روز هم بندی با خلیل پور را واجد و دربردارنده تجاربی دانست که بر اساس آن می تواند به جرات، خلیل پور را نمونه ای از دینداری، آزادگی و اخلاق مداری برشمرد.
این فعال دانشجویی در بخش دیگری از صحبت های خود با ستایش صبوری و شکیبایی مادر مقداد خلیل پور در کنار عشق و محبت دلسوزانه مادرانه وی در طول دوران ۸۰ روز حبس ناجوانمردانه و ناعادلانه خلیل پور در سال ۸۶ بیان داشت: امروز صحبت از تبریک به مادرانی است که فرزندانی صادق و سالم را در دامان خود پرورش می دهند و به جامعه عرضه می دارند که بی تردید مقداد، مصداقی از این فرزندان است و باید به چنین مادری تبریک گفت. امر دوم تبریک به صبر و شکیبایی مادری است که روزهای سخت بازداشت فرزندش را تاب آورد.
وی افزود چگونه می توان از ایام محرم و سوگواری سخن به میان آورد، از زینب و تحمل مصائب حصر و حبس عزیزانش سخن گفت ولی به راحتی با دیگران به جرم فعالیت های آزادی خواهانه و دانشجویی برخورد کرد و یا با محرومیت ها و محکومیت های دیگر موجبات اشک های مادری را فراهم آورد.
وی با تکرار تسلیت خود و فقدان مادری دلسوز و صبور ابراز امیدواری کرد مراسم های ترحیمی اینچنینی به مراسم های بزرگداشت و تبریک زندگی عزتمندانه و پیروزمندانه تبدیل شود، آنگونه که در مورد مادر مقداد خلیل پور می توان گفت.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
