عبدالرضا مصری «با اشاره به اینكه آسیب در ازدواجهایی كه در سنین پایین رخ میدهد به مراتب كمتر از ازدواجهایی است كه در سن بالا اتفاق میافتد چون در دوران جوانی گذشت زیاد است گفت: اگر بتوانیم حتی اگر شرایط ازدواج آماده نیست، جوانان را به هم محرم كنیم تا شرایط فراهم شود، به نسل آینده خدمت بزرگی كردهایم.
وی با اشاره به لزوم ترجیح رعایت دستورات اسلام و شرع به عرف ادامه داد: برخی خانوادهها به مسائلی كه خارج از شرع رخ میدهد، اصلا حساسیت ندارند اما به محض اینكه براساس شرع كاری بخواهد صورت گیرد، ممانعت میكنند. درصورتیكه اگر شرع وارد زندگی ما شود كمتر خسارت میبینیم.
وی این سوال را مطرح كرد: چه كسی گفته است برای ارتباط مشروع یك دختر و پسر حتما باید خانه، ماشین و شغل وجود داشته باشد. وزیر رفاه در پاسخ به سوالی درباره نحوه ازدواجش گفت: من قبل از انقلاب و در ۱۹ سالگی ازدواج كردم و پسرهایم نیز هنگامی كه محصل بودند تنها با حضور در محضر، با مهریه ۱۴ سكه بهار آزادی عقد كردند. مصری اضافه كرد: ما به دلیل مصادف شدن ازدواجمان و دوران انقلاب، مراسم عروسی برگزار نكردیم و همسرم در عین سادگی به زندگی من وارد شدند.
ایرنا



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
