عليرغم اينکه نزديک به سه هفته از بازداشت ۱۹ فعال مدني آذربايجاني در يک مراسم افطاري در تهران مي گذرد اما هنوز ۹ تن آنان از جمله آقايان اکبر آزاد (کارشناس مردم شناسي و مولف کتب کودک)، حسين حيدري(مدير مسئول نشريه دانشجويي اولوس)، مهندس حسن راشدي (مؤلف چندين کتاب در مورد تاريخ و هويت آذربايجان و عضو هيئت تحريريه نشريه وارليق)، مهندس حسن رحيمي بيات(فعال حقوق بشر )،مهندس عليرضا صرافي (مدير مسئول نشريه توقيف شده ديلماج و عضو شوراي ملي صلح)، صيادمحمديان(فعال مدني) ،سعيد موغانلي (شاعر و سردبير نشريه ادبي ياشماق)،عباس نعيمي( کارمند دانشگاهِ تربيت مدرس تهران )،مهدي نعيمي اردبيلي (شاعر و معلم زبان ترکي در دانشگاهها ) همچنان بدون محاکمه، تفهيم اتهام و بدون اجازه براي گرفتن وکيل و برخورداري از حق ملاقات در بند ۲۰۹ زندان اوين تهران بسر مي برند .
طرز برخورد با عدم پاسخگو بودن دستگاه قضايي موجي از نگراني را در بين خانواده هاي آنها رقم زده است آنها، از روند برخوردهاي صورت گرفته ناراضي هستند و مي گويند روند دادرسي به صورتي ناعادلانه در جريان است.
از سويي نزديک به سه ماه است که از بازداشت چند فعال دانشجويي آذربايجاني در تبريز مي گذرد و دستگاه قضايي هيچ توضيح روشن و دليل قانع کننده اي براي بازداشت آنها ارائه نداده است.آنها كه تا كنون موفق به ديدار وكيل اشان و خانواده هاي خود نشده اند و تنها چند بار تماس تلفني داشته اند بدون مشخص شدن اتهامي و بدون طي مراحل قضايي و قانوني در بازداشت به سر مي برد. سجاد رادمهر، آيدين خواجه اي، فراز ذهتاب، داريوش حاتمي، امير مرداني، منصور امينيان، مقصود عهدي و مجيد ماکويي دانشجويان بازداشتي هستند.
در همين خصوص شنبه گذشته دانشجويان دانشگاه تبريز به همراه اعضاي انجمن اسلامي اين دانشگاه در اعتراض به ادامه اين بازداشتها، در صحن دانشگاه تحصن کردند.اين تحصن از مقابل دانشکده انساني دانشگاه تبريز آغاز شده و دانشجويان ضمن سر دادن شعار و حمل پلاکارد در حمايت از دانشجويان بازداشت شده، به سمت دانشکده فني دانشگاه تبريز حرکت کردند.دانشجويان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزي دانشگاه درآن جا نيز تجمع نمودند و در نهايت با قرائت نامه اي خطاب به رياست دانشگاه تجمع اعتراضي خود را به پايان رساندند.
از سوي ديگر رحيم حاجي زاده از فعالان هويت طلب آذربايجاني در تاريخ چهارم مهرماه سال جاري توسط نيروهاي امنيتي شهر اردبيل بازداشت و پس از گذشت سه روز ، صبح روزجاري گذشته از بازداشتگاه وزارت اطلاعات شهر مذکور به بند ۷ زندان مرکزي اردبيل منتقل گرديده است.
گفته ميشود اتهامات نامبرده تبليغ عليه نظام و تبليغ قومگرايي از طريق نگارش و انتشار کتابچه و مقالات هويت طلبانه خود بوده است که در آن از حقوق قومي سخن گفته است.
بنا بر خبر ديگري مهدي واحدي مدير غرفه محصولات فرهنگي آذربايجان که روز ۲۴ شهريور در جريان نمايشگاه توانمنديهاي استان آذربايجان شرقي توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان ميانه بازداشت شده بود بعد از تحمل ۱۰ روز بازداشت موقت به قيد وثيقه ۵ ميليون توماني آزاد شده است.
از سوي ديگر بر اساس خبري از زندان مرکزي اروميه، پنج تن از پيروان مسلک اهل حق (علوي-علي الهي) بنامهاي مهدي قاسم زاده، عبادالله قاسم زاده، سهند علي محمدي، بخشعلي محمدي، يونس آقايان، که از روز يک شنبه ۲۴ شهريور بدنبال اعتصاب غذا در سلول انفرادي بسر مي برند چنذ روز اعلام کرده يودند که از ۷ مهر اعتصاب غذاي خود را از تر به نوع خشک مبدل خواهند کرد و از خوردن آب امتناع خواهند کرد.
خانواده اين زندانيان آخرين وضعيت جسماني آنها را نامساعد خواندند، از سويي آنچه بيش از پيش بر نگرانيها آنها دامن مي زند وضعيت نامطلوب سلول هاي انفرادي زندان اروميه است که به علت وجود رطوبت فراوان موجب بروز بيماري هاي تنفسي و ريوي در اين افراد شده است.
لازم بذکر است آنها از تاريخ يازده فرودين ماه سال جاري در اعتراض به وضعيت نگهداري، فشارها و توهين هاي مکرري که به دين و عقايد اينها مي شد، ممعانعت مسئولين زندان از رسيدن غذاهايي که با دستورات ديني اهل حق مطابقت دارد و همچنين اعتراض به احکام صادره از سوي دادگاه بمدت ۲۵ روز دست به اعتصاب غذا زده بودند.
افراد مذکور در پي درگيريهاي مسلحانه مهرماه ۱۳۸۳ بين نيروي انتظامي و جمعي از پيروان اين فرقه درمياندوآب دستگير شده و بعد از محاکمه، محکوم به اعدام شدند که بعد از اعتراض آنها در حال حاضر به غير از مهدي قاسم زاده که حکم اعدام اش تاييد شده بقيه به ۱۳ سال حبس و تبعيد به شهرستان يزد محکوم شده اند. که سه سال از اين محکوميت توهين به دولت و رهبري مي باشد.
فعالان حقوق بشر در ایران



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
