خبرنامه امیرکبیر: امروز دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز به تحصن و اعتراضات یک هفته ای خود پایان دادند. دانشجویان سهند تبریز پیرامون پایان پیروزمندانه تحصنشان متنی را منتشر کردند که در ذیل می آید:
160 ساعت تحصن دانشجويان دانشگاه سهند پيروزمندانه خاتمه يافت
امروز صبح، ساعت ۶ بامداد، در حالي تحصن ۱۶۰ ساعته دانشجويان در دانشگاه صنعتي سهند تبريز خاتمه يافت، كه متحصنين موفق شدند بجز بند اول كه در ادامه ذكرش خواهد رفت در تمامي چهار بند ديگر يعني عذر خواهي معاونت آموزشي دكتر قاليچي از جمع سي نفره دانشجويان فعال، بررسي مسائل و احكام كميته هاي انضباطي در كميته تجديد نظر با حضور نمايندگان منتخب دانشجويان طي هفته آينده، عدم تفكيك جنسيتي و عدم تبعيض در فعاليت هاي فرهنگي ميان تشكل ها در امور منتسب به امور فرهنگي به خواسته هاي مطلوب خود دست يابند. بند اول نيز با توجه به حتمي بودن بركناري دكتر زاهد معاونت دانشجويي فرهنگي در ماه هاي آينده و خارج بودن توان دانشگاه در بركناري حسيني رياست حراست، دانشجويان به اكثريت بالايي از خواسته هاي خود دست يافتند و براي اولين بار پس از روي كار آمدن دولت جديد، جنبش دانشجويي موفق به كسب نتايجي گشت كه در خور دانشجويان و جنبش آنهاست. توجه به بندهاي درخواستي در اين تحصن كه هر كدامشان در هر دانشگاهي موردي براي تحصن و تجمع است، نشان از بزرگي حركتي بود كه سهند از پس آن برآمد.
در اين تحصن كه نزديك به پنج روزش را متحصنين در اعتصاب غذا بودند، ۳۴ نفر دست به اعتصاب غذا زدند و ۲۸ مورد به مراكز درماني منتقل گشتند كه حال برخي در زمان انتقال بسيار وخيم بود اما هم اكنون تمامي دانشجويان در شرايط مطلوب بسر مي برند. دانشجويان در پايان امضاي كتبي رياست دانشگاه دكتر چناقلو را براي مصونيت افراد فعال در بخش هاي مختلف تحصن دريافت كردند و برگ ديگري پيروزي شان را به رخ كشاندند. دانشگاه هاي خواجه نصير الدين طوسي تهران، تربيت معلم تهران، شيراز، سيستان و بلوچستان، آزاد تبريز، سمنان، تربيت معلم تبريز و دانشگاه تبريز حمايت رسمي خود را از طريق بيانيه ها اعلام نمودند. ضمن آنكه دانشگاه آزاد تبريز ديروز در تجمعي كه دو ساعت به طول انجاميد خواستار پيگيري مسئولين بلندپايه نسبت به فجايع انساني در حال رخ دادن در سهند شدند و با اينكار دلگرمي عجيبي به متحصنين دادند. ضمنا دانشجويان دانشگاه تبريز با كمك مالي خود حمايتشان را از حركت دانشجويان سهند اعلام نمودند تا ضرورت پيوند ميان جنبش هاي مختلف خود را از بيش از پيش نشان دهد. متحصنين در پايان با سوگندي اعلام كردند ديگر بار و ديگر بار در كنار هم خواهند ايستاد و خواهند خواند؛ و اينچنين ضرورت حضورشان در جنبش دانشجويي را نشان دادند.
دانشجويان متحصن دانشگاه سهند، در كنار هم ايستادند و از بودن به شدن گذر كردند، و آزادي شان را از آنچه كه در بندشان كرده بود فرياد زدند. وينان آزادي خواهان وجودشان بودند و برابري طلبان انسانيت. آزادي شان را فرياد زدند و برابري را با مبارزه دوشادوش هم دريافتند. چنان سوگند خوردند و بر سوگندشان درود فرستادند و ديگر بار سوگند خوردند كه تا هستند كوه از استواري شان سست ميشود و زمين از پاي كوبي شان دهان باز مي كند؛ كه تا هستند با هم باشند و تا هستند مبارز باشند. سهند دوباره خروشيد، عشقها فریاد شدند، فريادها رها شدند، رهايي نفس كشيد، و نفس آزادي را طلب كرد. و آزادي، دوشادوش برابري مرد و زن ،بزرگ و كوچك، پدر و پسر، شاه و برده، ارباب و بنده، و، دانشگاه و دانشجو نفس كشيد.
اتحاد، مبارزه، پيروزي
دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز
همچنین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروان بابل نیز در حمایت از خواسته های دانشجویان سهند تبریز بیانیه ای صادر کرد که متن آن به شرح زیر می باشد:
چندين روزی است كه فرياد آزادي خواهي و حق طلبي جمعي از دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز، ايران را فرا گرفته است. ولي متاسفانه باز هم آنان كه بايد بشنوند كر شده اند.
چندين دانشجو در اعتصاب غذايشان كه نشانه پايمردي اين عزيزان در بدست آوردن خواسته هاي به حق شان است، روانه بيمارستان شده اند. ولي باز هم آنان كه بايد ببينند كور شده اند . گوئی که این نشنیدن ها و ندیدن ها به رسمی ماندگار در بین مسئولین تبدیل شده است.
چرا نمي خواهند بشنوند؟ چرا نمي خواهند ببينند؟ چرا بايد در دانشگاهي كه مسئولين آن به اقرار خود با تفكيك جنسيتي و اعمال فشار بر دانشجويان دختر قصد حفاضت از آنان را دارند شاهد هتك حرمت تعدادي از دانشجويان دختر آن باشيم؟ آيا بهتر نيست مسئولين آن دانشگاه به جاي اعمال فشار بر دانشويان آن دانشگاه با نظارت صحيح بر پرسنل خود از آبرو و حقوق دانشجويان دفاع كند؟
متاسفانه اين نخستين بار نيست كه ما شاهد چنين اتفاقاتي در فضاي دانشگاهي كشور هستيم و هنوز دانشجويان خاطره تلخ اتفاقات كرمانشاه را از ياد نبرده اند.
انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل ضمن محكوم كردن اقدامات صورت گرفته از سوي مسئولين آن دانشگاه و وزارت علوم حمايت قاطع خود را از دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز اعلام مي دارد و به وزارت علوم هشدار خواهد داد در صورتی که ظرف چند روز آینده به وضیعت آن دانشگاه و خواسته های دانشجویان رسیدگی نشود، دامنه ی این ایتراضات به دانشگاه های دیگر کشور کشیده خواهد شد .
درود بر دانشجويان حق طلب دانشگاه صنعتي سهند تبريز كه با مقاومت دليرانه خود پرچم آزادگي را امروز در گوشه اي ديگر از ايران سرافراز برافراشته اند.
انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
