حکم بهمن احمدی امويی، روزنامه نگار که از سوی شعبه سيزده دادگاه انقلاب به شش ماه حبس تعليقی محکوم شده بود، از سوی دادگاه تجديد نظر تاييد شد.
فريده غيرت، وکيل مدافع احمدی امويی، خبر داد که دادگاه تجديد نظر ادله وی را برای تبرئه موکلش نپذيرفته و حکم صادره از سوی دادگاه بدوی را تاييد کرده است.
در رای دادگاه از جمله استنادات قاضی برای اثبات مجرم بودن احمدی امويی امضای بيانيه های مختلف ذکر شده است
از جمله اين بيانيه ها به امضای بيانيه فراخوان تجمع زنان برای درخواست حقوق برابر در ميدان هفتم تير تهران، بيانيه دعوت پيش از پانصدتن از روشنفکران و شخصيت های سياسی و فرهنگی، دانشگاهی و مطبوعاتی جهت شرکت در مراسم پاپ ژان پل دوم، حمايت از آزادی ژيل کارول (روزنامه نگار زندانی در عراق)، بيانيه ۲۶۰ روزنامه نگار در پشتبانی از اکبر گنجی و بيانيه ی “به فرياد ما برس، سر نيزه اختناق زير گلوی روزنامه نگاران ايرانی” و همچنين بيانيه يکصد روزنامه نگار در تحريم انتخابات مجلس هفتم اشاره شده است.
ديگر اتهام های احمدی امويی که از سوی قاضی شعبه سيزده دادگاه انقلاب به عنوان مستندات اثبات جرم او در خصوص اقدام عليه امنيت ملی عنوان شده، برخی از نوشته ها و گزارش های او در روزنامه های مختلف ايران است. قاضی در اين بخش به اين گزارش ها استناد کرده است: سخت ترين روزهای دانشگاه تهران(در باره حادثه کوی دانشگاه)، شهريور ۲۰ در بهار ۸۲ و آخرين ميخ بر تابوت دولت خاتمی.
بهمن احمدی امويی که به هنگام تهيه گزارش از تظاهرات مسالمت آميز زنان در ۲۲ خرداد در ميدان هفت تير بازداشت شده بود، به مدت يک هفته در اوين زندانی و چند ماه بعد به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه امنيت دادگاه انقلاب محاکمه شد.
براساس حکم دادگاه، شش ماه حبس او به مدت دو سال تعليق می شود.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
