چند دانشجوی دانشگاه اصفهان در اعتراض به احکام کمیته انضباطی این دانشگاه، ادامه دستگیری دانشجویان امیرکبیر و دانشجویان چپ دانشگاه تهران، اعتصاب غذا کردهاند. مصاحبهای با علیرضا داوودی سخنگوی دانشجویان اعتصابی
چند دانشجوی دانشگاه اصفهان در اعتراض به احکام کمیته انضباطی این دانشگاه، ادامه دستگیری دانشجویان امیرکبیر و دانشجویان چپ دانشگاه تهران، اعتصاب غذا کردهاند.
این اعتصاب در روز یکشنبه ۹ دی وارد هفتمین روز خود شد. خواست اعتصابکنندگان برخورداری از حق تجمع های مسالمت آمیز و حق فعالیت های صنفی است.
علیرضا داوودی سخنگوی دانشجویان اعتصابی در گفتگو با دویچه وله، توضیحات بیشتری در مورد این اعتصاب داد.
دلیل اعتصاب غذای تعدادی از دانشجویان در دانشگاه اصفهان چیست؟
علیرضا داوودی: اعتصاب ما از دوشنبه ساعت ۴ بعد از ظهر آغاز شده و امروز روز هفتم آن است. خواستههای ما لغو احکام کمیته انضباطی است که بخاطر شرکت در تجمعهای ۱۳ آبان، ۲۱ آبان و ۱۳ آذر علیه برخی دانشجویان صادر شده است. در ۱۳ و ۲۱ آبانماه، خواسته اصلی و اساسی ما آزادی سه دانشجوی دربند پلی تکنیک بود. خواستههای صنفی ما بطور کلی، تشکیل شورای صنفی و آزادی عمل جریانها و گروههای فکری مختلف در دانشگاه هستند.
آیا تشکل خاصی این اعتصاب را هدایت یا سازماندهی میکند؟
نه! در دانشگاه اصفهان اصلا تشکل دانشجویی وجود ندارد. این اعتراضها و تجمعها و همچنین این اعتصاب، به صورت خودجوش هستند. البته بیشترمیتوان گفت دانشجویان برابری طلب و آزادیخواه در این زمینه فعالیت کردهاند.
گفتید شش نفر در اعتصاب هستند. از اول تعداد بیشتر بود؟
بله! اول تعداد ما ۱۲ نفر بود. یکی دو نفر تشنج کرده و دچار ضعف جسمی شدند و به بیمارستان رفتند. تعدادی هم به خاطر تهدید و ارعاب خانوادهها توسط مسئولان دانشگاه و اصرار خانوادهها، مجبور به ترک اعتصاب شدند.
دختری هم در میان اعتصاب کنندگان هست یا بود؟
نه متاسفانه! دانشجویان دختر مایل به این اقدام بودند اما به دلیل شرایط بد دانشگاه اصفهان، مصلحت بود که دخترها در این اعتصاب شرکت نکنند.
شما الان جای خاصی مستقر هستید؟ شبها در دانشگاه میمانید؟
ما چون سرپناهی در دانشگاه اصفهان نداشتیم، روز اول اعتصاب را در کمیته انضباطی دانشگاه به سر بردیم. روز بعد به “سه راه زبان” رفتیم که یکی از نقاط اصلی دانشگاه اصفهان است. آنجا بودیم تا بعد از ظهرکه بخاطر سردی هوا باز به کمیته انضباطی مراجعه کردیم. متاسفانه در کمیته انضباطی در دقت اداری قفل بود. برای ما مهم بود که در محل کمیته انضباطی بمانیم، چون احکام انضباطی از همین محل علیه دانشجویان صادر شده است. بعد مجبور شدیم به مصلای دانشگاه برویم و شب را آنجا بمانیم. روز سوم دوباره رفتیم در “سه راه زبان” و بعد از ظهر بخاطر سردی محیط مصلا، تصمیم گرفتیم به سالن تلویزیون خوابگاه دانشگاه اصفهان رفته و اعتصاب را آنجا ادامه بدهیم. این چند روز اخیر را در این خوابگاه هستیم.
مسئولان دانشگاه یا استادان یا دانشجویان چه واکنشی نشان دادهاند؟
مسئولان چون جان دانشجو اصلا برایشان مهم نیست، واکنشی نشان ندادهاند. اما برخی استادان، بخاطر همدردی و شکستن اعتصاب غذا نزد ما آمدهاند. دانشجویان اما بهطور
گسترده حمایت خود را اعلام کردهاند. دو شب گذشته، نزدیک به ۵۰۰ دانشجوی پسر، تحصنی در محوطه خوابگاه برگزار کردند. راهپیمایی در محوطه کردند تا حمایت علنی خود را از ما اعلام کنند. دانشجویان دختر متاسفانه برای پیوستن به پسرها، با درهای بسته خوابگاه در ساعت ۶ بعد ازظهر مواجه شدند. این بیسابقه است چون تازه ساعت ۸/۵ وقت بسته شدن درهای خوابگاه است. دخترها از پشت درهای بسته، اعلام حمایت با ما کردند.
گفته میشود شما را تهدید کردهاند که پس از پایان اعتصاب غذا، دستگیر میشوید. درست است؟
بله! به ما گفته شده که قرار بازداشت ما صادر شده و به محض ترک دانشگاه و شکستن اعتصاب غذا، دستگیر میشویم.
فکر میکنید اعتنایی به خواستههای شما خواهند کرد؟
اگر فشارهای داخلی و خارج از ایران وجود داشته باشد و توجه به خواستههای دانشجویی بشود، اعتصاب غذای ما نتیجه بخش خواهد بود. بهر حال ما اعتصاب را تا جایی که توان داشته باشیم، ادامه خواهیم داد.
مهیندخت مصباح
ویچه وله
روز: هشتمين روز اعتصاب غذاي دانشجويان اصفهان؛ کسي نگران جان دانشجويان نيست؟
وارد محوطه ي خوابگاه شهيد باهنر که مي شوي اولين چيزي که توجهت را جلب مي کند پلاکاردهاي متعددي است که از اعتصاب غذاي چند تن از فعالين دانشجويي دانشگاه اصفهان خبر مي دهد. دانشجويان به رغم سردي هواي اصفهان در محوطه ي باز خوابگاه و در دسته هاي چند نفره مشغول گفتگو هستند. اعتصاب کنندگان در اطاق ۱۴ خوابگاه باهنر که گويا اطاق تلويزيون و نماز است گرد آمده اند. چند نفرشان از شدت ضعف خوابيده اند. اعتصاب غذاي آنها از روز پنجم عبور کرده است و امروز وارد روز هشتم مي شود. اطاق پر است از پلاکاردهاي مختلف، روي يکي از آنها نوشته شده: ”نداي آزاديخواهي هرگز خاموش نخواهد شد”.
گزارش اين اعتصاب دانشجويي را در پي مي خوانيد.
ماجرا از کجا آغاز شد؟
رامشت رييس دانشگاه اصفهان از همان ابتداي آغاز به کار، بخش زيادي از انرژي خود را صرف سرکوب فعاليتهاي مستقل دانشجويي کرد. او تمامي تشکلهاي دانشجويي، از جمله انجمن هاي اسلامي را تعطيل و محدوديت هاي بي سابقه اي را بر نشريات دانشجويي تحميل کرد. رامشت به صراحت گفته است: “در اسلام NGO و انجمن نداريم، همه بايد عضو ان.جي.اوي ابالفضل العباس باشند”. او از سياست گسترش هياتهاي مذهبي به جاي نهادهاي مدني حمايت مي کند و چند بار با اظهاراتي در زمينه ي تدريس علمي رشته ي مداحي و پذيرش طلبه در دانشگاه، در سطح مطبوعات جنجال آفرين شده است. رامشت حتي از برپايي ساختماني در قلب دانشگاه اصفهان به منظور راه اندازي حوزه ي علميه سخن گفته و وقتي با انتقادات مطبوعات محلي مواجه شده آنها را “نمايندگان شيطان” خطاب کرده است.
رامشت همچنين با ايجاد محدوديتهايي براي برخي اساتيد دانشکده هاي ادبيات و اقتصاد که مشهورترينشان دکتر محسن رناني - قائم مقام مرکز پژوهشهاي مجلس ششم ـ بود، عزم جزم خود را براي خالي کردن دانشگاه از هر “منتقدي” نشان داد. بسياري از فعالين دانشجويي رامشت را در کنار حجت الاسلام شريعتي رييس دانشگاه علامه و رهايي رييس دانشگاه پلي تکنيک [صنعتي امير کبير] بدترين روساي دانشگاههاي کشور و در عين حال همسوترين آنها با محمد مهدي زاهدي وزير علوم مي دانند. و چنين است که برخي مي گويند رامشت نماينده ي سرآمد دولت در اجراي سياستهاي معروف به اسلامي کردن دانشگاههاست.
در چنين شرايطي فعالين دانشجويي دانشگاه اصفهان که با شوک اقدامات عجيب مديريت دانشگاه مواجه بودند با آغاز ترم جديد در مهر ۸۶ مجموعه اعتراضاتي را عليه رييس دانشگاه سازمان دادند که نقطه ي اوج آن در ۱۳ آذر و به مناسبت روز دانشجو بود. آنها خواستار گشوده شدن فضا در دانشگاه اصفهان و آزادي همه ي دانشجويان زنداني شدند. پيش از اين نيز دانشجويان دانشگاه اصفهان با برگزاري دو تجمع در آبان ماه همين سال همراه با دانشجويان ديگر دانشگاههاي کشور خواهان آزادي “پلي تکنيکي هاي در بند” شده و همچنين محمود احمدي نژاد را به واسطه ي سياستهاي محدودکننده اش در دانشگاه مورد اعتراض قرار داده بودند.
بدين ترتيب بود که مديريت دانشگاه اصفهان که به دنبال دوسال سرکوب مداوم انتظار چنين اعتراضاتي را نداشت با احضار فعالين دانشجويي به کميته ي انضباطي و اعمال فشار شديد بر آنها و خانواده هايشان کوشيد اعتراضات را خاموش کند. واکنش دانشجويان اما اين بار شديد تر بود: اعتصاب غذا
اعتصاب کنندگان چه مي خواهند؟
عليرضا داوودي، دانشجوي حسابداري دانشگاه اصفهان نماينده ي دانشجويان اعتصاب کننده است. وي در گفتگو با خبرنگار روز مي گويد: “تاکنون از سوي کميته ي انضباطي دانشگاه اصفهان براي چهار تن از دانشجويان احکام سنگين محروميت از تحصيل صادر شده است و احتمالا تعداد اين احکام افزايش پيدا خواهد کرد”.
وي همچنين به اين نکته اشاره مي کند که اين احکام غيابي صادر شده و براي اتهامات يکسان احکام مختلف صادر شده. داوودي اين را نشانه اي روشن از عملکرد غير قانوني کميته ي انضباطي دانشگاه اصفهان مي داند. به گفته ي او: “لغو احکام کميته ي انضباطي، توقف احضار هاي بي رويه وتماس هاي غير قانوني با خانواده ها، تشکيل شوراي صنفي با برگزاري انتخابات آزاد و تشکيل صنف نشريات دانشجوئي[صندا]، برگزاري انتخابات آزاد انجمن اسلامي مهمترين خواستهاي دانشجويان اعتصاب کننده را تشکيل مي دهد”.
داوودي مي افزايد: “اعتصاب کنندگان متعلق به گرايشهاي مختلف فکري هستند و خواستهاي کليه ي دانشجويان را نمايندگي مي کنند”.
اسامي چهار دانشجويي که تاکنون احکام محروميت از تحصيلشان ابلاغ شده، به اين قرار است:
”مازيار معصومي: رشته ي فلسفه به شماره دانشجويي ۸۵۱۰۴۱۳۳۹، حکم کميته ي انضباطي طبق بند ج/۴ شيوه نامه ي اجرايي آئين نامه انضباطي دانشجويان به بند ۱۰ مبني بر محروميت از تحصيل يک نيمسال ( نيمسال دوم ۸۶-۸۷) با احتساب سنوات محکوم گرديد.
ارسلان صادقي: رشته ي فناوري اطلاعات به شماره دانشجويي ۸۳۱۴۶۱۳۱۸حکم کميته ي انضباطي طبق بند ج/۴ شيوه نامه ي اجرايي آئين نامه انضباطي دانشجويان به بند ۱۰ مبني بر محروميت از تحصيل يک نيمسال ( نيمسال دوم ۸۶-۸۷) با احتساب سنوات محکوم گرديد.
علي رهنما: رشته ي فيزيک به شماره دانشجويي ۸۴۱۱۹۰۳۱۱حکم کميته ي انضباطي طبق بند ج/۴ شيوه نامه ي اجرايي آئين نامه انضباطي دانشجويان به بند ۱۲ مبني بر محروميت از تحصيل دو نيمسال ( نيمسال دوم ۸۶-۸۷ و نيمسال اول ۸۷-۸۸) با احتساب سنوات محکوم گرديد.
عليرضا داوودي: رشته ي حسابداري به شماره دانشجويي ۸۲۱۳۶۱۳۱۷حکم کميته ي انضباطي طبق بند ج/۴ شيوه نامه ي اجرايي آئين نامه انضباطي دانشجويان به بند ۱۲ مبني بر محروميت از تحصيل دو نيمسال ( نيمسال دوم ۸۶-۸۷ و نيمسال اول ۸۶-۸۷) با احتساب سنوات محکوم گرديد”.
حالا علاوه بر اين ۴ دانشجو، آرش انواري، مهدي پولادي، پژمان عباسي و احمد صادقي دانشجويان اعتصاب کننده ي دانشگاه اصفهان را تشکيل مي دهند. به گفته ي دانشجويان، مسئولين حراست دانشگاه ضمن تماس با منازل دانشجويان اعتصاب کننده، خانواده هاي آنان را تحت فشار قرار داده اند، تا آنجا که در اثر اين تماسها مادر آرش انواري که سابقه ي بيماري قلبي داشته راهي بيمارستان شده و وي موقتا مجبور به ترک محل اعتصاب شده است.
اعتصاب غذاي دانشجويان آنگونه که داوودي مي گويد و روي يکي از پلاکاردها نيز نوشته شده تا “لغو کليه ي احکام انضباطي و تحقق ديگر خواسته ها ادامه خواهد داشت”.
و اعتصاب کنندگان تنها نيستند. در گوشه اي از اتاق طوماري نصب شده است که در آن امضاي صدها دانشجوي دانشگاه اصفهان در حمايت از اعتصاب کنندگان به چشم مي خورد. دانشجويان دسته دسته به اتاق ۱۴ مراجعه مي کنند تا اين طومار پارچه اي را امضا کنند.
گوشه اي در کنار دو شمع روشن، يکي از اعتصاب کنندگان زير لب چيزي زمزمه مي کند، جلوتر که مي روم ديوان حافظي در دست دارد.
چرا اعتصاب غذا؟
طي سالهاي اخبر در موارد متعددي فعالين سياسي و دانشجويي براي رسيدن به خواستهاي مدني دست به اعتصاب غذا زده اند. مشهور ترين اعتصاب غذاي اين سالها در کارنامه ي اکبر گنجي ثبت است و بد فرجام ترين آنها در کارنامه ي اکبر محمدي که به مرگ او در زندان اوين منجر شد. محسن سازگارا نيز رکورددار يکي از طولاني ترين اعتصاب غذاهاي فعالين سياسي در ايران است. در ميان اعتصاب غذاهاي دانشجويي نيز معروفترين آنها اعتصاب غذاي دانشجويان دانشگاه اصفهان در تيرماه ۸۲ است. اعتصاب غذايي که ۲۵ تن از فعالين دانشجويي اين دانشگاه در آن حضور داشتند و سرانجام با دخالت و به خواست آيت الله جلال الدين طاهري - روحاني متنفذ اصلاح طلب که ساکن اصفهان است - خاتمه يافت. حالا بار ديگر دانشگاه اصفهان آبستن اعتصابي ديگر است. بهرام اسماعيل بيگي يکي از آن فعالين دانشجويي است که در اعتصاب غذاي سال ۸۲ شرکت داشته است. او اکنون از دانشگاه فارغ التحصيل شده و از اعضاي سازمان دانش آموختگان[ادوار تحکيم وحدت] محسوب مي شود. اسماعيل بيگي که اخيرا با حکم حبس تعليقي از سوي دادگاه انقلاب اصفهان نيز مواجه شده، در روز چهارم اعتصاب غذاي اخير دانشجويان دانشگاه اصفهان به ديدار آنان رفته است. او به خبرنگار روز مي گويد:
”براي من از يکسو بسيار تلخ بود که بار ديگر عده اي دانشجو براي رسيدن به حداقل حقوق خود مجبور به اعتصاب غذا شده اند، اما از سوي ديگر شجاعت اين دانشجويان، آن هم در اين فضا براي من بسيار قابل ستايش است.”
اسماعيل بيگي مي افزايد:”باعث تاسف است که دانشجويان آنچنان بي پناه شده و چنان مورد ظلم قرار گرفته اند که نهايتا با اعتصاب غذا براي رسيدن به خواستهايشان جان خود را در معرض خطر قرار داده اند”.
رشيد اسماعيلي، فعال دانشجويي دانشگاه علامه نيز که به همراه اسماعيل بيگي در محل اعتصاب غذا حاضر شده است به خبرنگار روز مي گويد: “اين نشانه ي ناتواني مفرط دستگاه ها، در پاسخگويي به مطالبات قانوني دانشجويان است. اين فاجعه بار است که يک دانشجوي ۲۰ ساله را به نقطه اي رسانده اند که مي گويد من غذا نمي خورم؛ يا مي ميرم يا به حقم مي رسم.”
رشيد اسماعيلي ضمن انتقاد شديد از رييس دانشگاه اصفهان که حتي در جمع اعتصاب کنندگان حاضر نشده، اضافه مي کند:”مشاهدات شخصي من حاکي از وضعيت نگران کننده ي سلامت اين دانشجويان است، آنها به شدت ضعف دارند و بدنشان مي لرزد، همه ي آنها به سختي تکلم مي کنند، جان آنها در خطر است و گوش هيچکس در اين کشور بدهکار نيست، من از بي توجهي مسئولين به اين وضعيت فاجعه بار تعجب مي کنم. اين اتفاق در هر جاي ديگر دنيا افتاده بود(اعتصاب غذاي ۸ دانشجو)، حتي هيئت دولت با يک چالش مهم سياسي و اخلاقي مواجه مي شد.”
اسماعيلي مي افزايد: “گويا مسئولان از مرگ دانشجويان هراسي ندارند و اصلا براي آنها دانشجوي خوب، همان دانشجوي مرده است.”
حنيف يزداني، عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت هم يکي ديگر از فعالين دانشجويي است که جهت اعلام همبستگي با اعتصاب کنندگان از طرف اين تشکل دانشجويي به اصفهان سفر کرده است. وي که در روز پنجم اعتصاب غذا با اين دانشجويان ملاقات کرده، وضع دانشجويان اعتصاب کننده را وخيم ارزيابي مي کند. يزداني ضمن ابراز تاسف از فشارهاي غير قانوني که به اين دانشجويان وارد شده به خبرنگار روز اعلام کرد فعالين دانشجويي در سراسر کشور از خواستهاي دانشجويان اعتصاب کننده حمايت مي کنند. حنيف يزداني، مسئولان وزارت علوم را مسئول جان دانشجويان اعتصاب کننده دانست.
احمد ميرزايي فعال سابق دانشجويي دانشگاه اصفهان نيز نسبت به سلامت جاني دانشجويان اعتصاب کننده شديدا ابراز نگراني مي کند و از مسئولين دانشگاه و وزارت علوم مي خواهد که با تدبير و توجه به خواستهاي قانوني دانشجويان، جلوي فاجعه را بگيرند.
روز هفتم
دانشجويان روز هفتم اعتصاب غذاي خود را ديروز در برابر درب اصلي دانشگاه اصفهان واقع در خيابان دانشگاه ادامه دادند و حوالي عصر به مصلاي دانشگاه نقل مکان کردند. طي اين مدت دانشجويان دانشگاه اصفهان با تجمع و پخش بيانيه، مانند روزهاي گذشته به حمايت از اعتصاب کنند گان پرداختند.
در طول روز هياتي از سوي دانشجويان با مديران دانشگاه در چند نوبت مذاکره کرد.
آخرين گزارشها حاکي از اين است که رامشت رييس دانشگاه اصفهان ديروز ساعت ۷ بعد از ظهر با اعتصاب کنندگان ديدار کرد و قول رسيدگي به خواستهاي اعتصاب کنندگان را داد.
در حال حاضر با توجه به ديدار رييس دانشگاه اصفهان با دانشجويان، در خواستهاي فعالين دانشجويي و شخصيتهاي سياسي از اعتصاب کنندگان براي شکستن اعتصاب غذا رو به افزايش گذاشته است. فعالين دانشجويي سراسر کشور هم با تماسهاي خود مي کوشند دانشجويان اعتصاب کننده را براي شکستن اعتصاب تا ظهر فردا قانع کنند. علت تلاش دانشجويان براي پايان بخشيدن به اعتصاب، نگراني شديد آنها نسبت به وضعيت جسمي دانشجويان اعتصاب کننده است. به ويژه آنکه تا ديشب دو تن از آنان به نامهاي ارسلان صادقي و مهدي پولادي به بيمارستان الزهرا منتقل شدند؛ هر چند در بيمارستان نيز حاضر به شکستن اعتصاب غذي خود نشدند.
و امروز، در هشتمين روز بايد به انتظار تدبير مسئولين نشست؛ تدبير براي نجات جان دانشجوياني که فقط “حق” خود را مي خواهند.
سورنا کياني
روزآنلاین



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
