پس از پیروزی آمریکا در نبرد با رژیم بعث عراق یکی از سوالاتی که همیشه در ذهن بسیاری از مردم جهان نقش بسته بود این بود که سرانجام صدام حسین، دیکتاتور سالهای گذشته این کشور چه خواهد شد. پس از اینکه صدامی که برای خود جلال و جبروت ویژه ای قائل بود در یک زیرزمین تاریک توسط نیروهای خارجی کشف شد و بدانگونه مورد بازرسی بدنی و آزمایش های لازم جهت تعیین هویت قرار گرفت، شور و شعف بسیاری در بین بسیاری از مردم عراق که طعم سالها اسارت و بدبختی را در زیر چنگال این دیکتاتور کشیده بودند ایجاد کرد.
هر چند که این شادی و شعف در عراق محدود نماند و در سرتاسر جهان و به خصوص در ایران باعث شادی و نشاط بسیاری از مردم و آزادیخواهان گشت و همگان اقدام به لحظه شماری برای شروع دادگاه وی و محاکمه جنایتکار جنگی ای کردند که ابعاد جنایت وحشیانه اش نه تنها در داخل مرزهای کشورش، بلکه در خارج از آن و در تجاوزاتی که به ایران و کویت داشت، بر همگان هویدا بود. در نهایت بعد از سپری شدن جلسات دادگاه متعدد، وی در نهایت به جرم قتل عام مردم محکوم به اعدام شد و این در حالی بود که بسیار دیگری از این موارد اتهامی وی از جمله حمله به ایران بررسی نشد.
مردم ایران نیز به مانند مردم عراق خاطرات بسیاری تلخی از این دیکتاتور در ذهن دارند. وی با حمله ای سبعانه به قصد کشور گشایی به ایران تاخت اما غافل از آنکه مردم این سرزمین در راه دفاع از میهنشان و با دستانی خالی با جان خود به رویاروئی با وی و ارتش تحت فرمان وی پرداختند.
رویاروئی که ۸ سال طول کشید و هزاران هزار شهید و جانباز و میلیاردها دلار خسارت به میهن ما وارد آورد. خیل عظیم خانواده های شهدا و جانبازان که بسیاری از آنها مسموم به گازهای شیمیایی هستند و چهره درهم شکسته کنونی شهرهای جنوبی کشور و به خصوص خرمشهر و آبادان که هنوز زخمهای کهنه آن جنگ را بر سینه دارد، نشانه هایی بر این مدعای تلخ می باشد؛ اما در این میان شگفت آورتر آن بود که مسئولان جمهوری اسلامی در جهت احقاق حق ایرانیان برای محاکمه آن جنایتکار جنگی آن قدر معطل کردند که مسئولان دادگاه صدام اعلام نمودند که به علت دیر ارسال شدن درخواست محاکمه صدام از طرف حکومت ایران، بررسی جنایتهای وی در دستور کار این دادگاه قرار نمی گیرد. مسئله ای که باعث بهت و حیرت و ایجاد شبهه در بین مردم ایران و به خصوص زخم خوردگان جنگ ۸ ساله از میزان صداقت مسئواین جمهوری اسلامی برای پیگیری مطالبات مردم شد.
امری که با شنیده شدن خبر کمک یک میلیارد دلاری حکومت ایران به حکومت عراق در روزهای گذشته در حالیکه بسیاری از مردم کشورمان به علت عملکرد غلط و پر اشتباه اقتصادی دولت احمدی نژاد، شرایط بسیار سختی را برای زندگی کردن در این روزها تجربه می کنند، بیش از پیش شد.
مرگ پینوشه دیکتاتور شیلی، میلوشویچ قصاب بالکان، صدام حسین دیکتاتور عراق و بسیاری دیگر از دیکتاتورها در سراسر جهان، بار دیگر این سنت الهی و تاریخی را به یاد همگان می آورد که کسانی که از هر نوع جنایت و پایمال کردن حقوق انسانها دریغ نکرده بودند، به ذلت بارترین شیوه ها و در همین سرا سزای اعمال جنایتکارانه خود را پس دادند، هر چند که شاید مرگ آنان مرهمی بر سینه های زخم خورده ملتهایی که طعم سالها نقض حقوق بشر و از دست دادن عزیزانشان و خرابی و نابودی کشورهایشان را دیده اند، نباشد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به مردم عراق برای رهایی از شر صدام دیکتاتور تبریک می گوید و آرزوی ساختن عراقی آباد و آزاد بوسیله مردم این کشور را برای آنها دارد.
اما از سوی دیگر اعتراض خود را به عملکرد ضعیف دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی جهت اهمال در اعاده حق برای خسارتها و لطمات مادی و معنوی جبران ناپذیری که از طرف صدام به این مردم مملکت وارد و همچنین بخشش های بی حساب از سرمایه های مردم که از طرف دولت جمهوری اسلامی انجام شده است، اعلام می نمائیم و خواهان باز پس گیری تمامی غرامتهای ناشی از جنگ ۸ ساله و سرمایه ای که از این مملکت بخشیده شده است، می باشیم.
امیدواریم که سرنوشت دیکتاتورها سالهای دور و نزدیک در سراسر جهان، درس عبرتی باشد برای تمامی ناقضین حقوق بشر که از سرنوشت آنان درس گیرند. چرا که بفرموده امام علی (ع) حکومت با کفر می ماند، اما با ظلم نمی ماند.
روابط عمومی
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
