كميته انضباطي مركزي وزارت علوم، حكم تعليق آرش خاندل، سيامك نادعلي و محمدجواد دردكشان، سه عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان را كه توسط كميته انضباطي دانشگاه به دو ترم محروميت از تحصيل محكوم شده بودند، تشديد كرد.
آرش خاندل با اعلام اين خبر گفت: كميته انضباطي مركزي وزارت علوم حكم دو ترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات كميته انضباطي دانشگاه را به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات تبديل كرده است.
وي با بيان اينكه اين اقدام وزارت علوم خلاف آييننامه است، گفت: كميته انضباطي مركزي تنها در صورتي ميتواند رسيدگي به يك پرونده را بيش از يك ماه به تعويق بيندازد كه حكمي به نفع دانشجو صادر كند، در حالي كه كمتيه انضباطي رسيدگي به پرونده ما را بيش از هشت ماه به تعويق انداخته و در نهايت هم حكم ما را تشديد كرده است.
خاندل ادامه داد: همچنين در حكم صادره ترم دوم سال تحصيلي ۸۵-۸۴ و ترم اول سال ۸۶-۸۵ به عنوان ترمهاي اجراي حكم در نظر گرفته شده است در حالي كه دانشگاه در ترم اول ۸۵-۸۴ از ورود ما به جلسه امتحانات جلوگيري كرد و كميته انضباطي نيز هيچ توضيحي در اين باره نداده است.
وي افزود: در حكم ما ذكر شده است كه با توجه به رافت اسلامي حكم محروميت از تحصيل ترم اول سال ۸۶-۸۵ به صورت معلق درآمده است و اگر جرايم مشابهي از سوي ما تكرار شود، حكم محروميت ما اجرايي ميشود.
عضو انجمن اسلامي دانشگاه لرستان با اشاره به شكايت خود و دو تن ديگر از دانشجويان اين دانشگاه به ديوان عدالت اداري، گفت: ديوان عدالت اداري اجراي احكام صادره كميته انضباطي دانشگاه و وزارت علوم را به صورت موقت متوقف كرده است تا پرونده بررسي شود و دانشگاه را موظف كرده است كه از ما ثبت نام كند اما هنوز دانشگاه راجع به اين حكم اظهار نظر نكرده است.
وي با بيان اينكه مسولان دانشگاه و وزارت علوم بهرغم همه گفتههاي شفاهي و شعارهاي خود عمل ميكنند، گفت: از مسوولان ميخواهيم كه به قانون پايبند باشند زيرا اگر دادگاه صالحهاي به پرونده ما رسيدگي كند، حكمي جز تبرئه ما نخواهد داد.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
