گاردین:به دنبال اعتراض دولت بغداد به انجام مذاكره با تهران بدون مشاركت عراقي ها، آمريكا تصميم به تعليق موقت اين مذاكرات گرفته است. دولت آمريكا قصد دارد تا زمان تشكيل دولت دائمي و رسمي در عراق، مذاكره با تهران را به تعويق بيندازد.
مذاكراتي كه قرار است بين ايران و آمريكا برگزار شود، نخستين تماس رسمي ديپلماتيك بين دو كشور در ربع قرن اخير بوده است.
گاردين از قول مقامات آمريكايي نوشت: از آنجايي كه مقامهاي عراقي نيز در اين مذاكرات احتمالي حضور خواهند داشت، براي انجام آن بايد منتظر تشكيل دولت جديد اين كشور شد.
پیش از این هفته نامه عرب زبان الوطن خبر داد که مذاکرات ایران و آمریکا درباره عراق از هفته گذشته در سفارتخانه یکی از کشورهای هم پیمان آمریکا در عراق عملا آغاز شده است. به نوشته الوطن در این دیدار ، دو طرف در خصوص بررسی مسایل اساسی درمورد عراق و تعیین یک جدول کاری توافق کردند. برپایه این جدول کاری دو طرف درباره روند سیاسی عراق از جمله تشکیل دولت آینده این کشور، نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در عراق و چشم انداز حضور نیروهای نظامی آمریکا در عراق و چگونگی این حضور نظر خود را با طرف مقابل مبادله خواهند کرد.



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
