بر اساس منشور سازمان ملل تنها در دو صورت، اين نهاد در حل برخى بحران هاى امنيتى جهانى مجاز به توسل به زور میكند. نخست طبق ماده ۵۱ كه براى دفاع از خود است و دوم طبق فصل هفت كه با تاييد شوراى امنيت، در صورت به خطر افتادن صلح جهانى میتوان به زورمتوسل شد.
انگلستان، عضو دايم شوراى امنيت تلاش میكند در مناقشه اتمى ايران، قطعنامهاى شديد به تصويب رسد كه در آن از تحريم ايران سخن رفته باشد. آنگونه كه نشريه ”تايم“ در شماره چهارشنبه خود گزارش داده، جان ساورز، مدير كل اداره سياسى وزارت خارجه انگلستان اظهار اميدوارى كرده كه بتوان در ماه آينده روسيه و چين را نسبت به برخوردى قاطع با ايران متقاعد ساخت.
پيگيرى ساورز براى صدور قطعنامهاى متكى به فصل هفتم منشور سازمان ملل، جهت فراخواندن ايران به توقف فعاليتهاى هستهاى است.
اما از سوی دیگر خبرگزاري رويتر گزارش داد: پس از آنكه روسيه بر حذف بخشهاي مهم متن پيشنويس تاكيد كرد شوراي امنيت سازمان ملل روز سهشنبه در تلاش براي صدور بيانيهاي دربارهي برنامه هستهيي ايران با مشكلاتي جديد روبرو شد.
رويتر ادامه داد: مسكو تمايل دارد بخشي كه ميگويد سلاحهاي كشتار جمعي تهديدي براي امنيت و صلح بينالمللي است، حذف شود، زيرا ميتواند به عمل براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل منجر شود كه خواستار اختيار است و ميتواند به تحريم يا اقدام نظامي منجر شود.
روسيه به طور غير رسمي پيشنهادات خود را مطرح كرده است كه شامل مذاكره با ايران، محمد البرادعي، مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي و شش كشور است.
ديپلماتها، روسيه را بزرگترين مانع و چين را پيرو آن ميدانند. اين بن بست انگليس، فرانسه و آلمان را به بازبيني متن بيانيهاي كه اولين پاسخ شوراي امنيت به ايران است، واداشت.
همچنین در داخل کشور عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت گفت كه جمهوري اسلامي ايران بايد ابتكار عمل در ديپلماسي هستهاي را بهدست گيرد. ” احمد شيرزاد ” روزچهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا، افزود: رسانههاي غربي ميخواهند مسوولان كشور را به اشتباه بيندازند و آنان را مشغول مساله اختلاف بين كشورهاي عضو شوراي امنيت كنند. شيرزاد تصريح كرد: دل بستن به اختلافهاي موجود بين پنج عضو شوراي امنيت اشتباه است. عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت خاطرنشان كرد: به عقيده من وقتي آنها در چنين موضعي قرار گرفتهاند، قصد دارند اقداماتي را عليه ما شكل دهند و منافع حاصل را بين خود تقسيم كنند.
به نقل از http://gawan.blogfa.com/



وقتی که صرفاً خود را در عرصه سیاست تعریف کردیم و حیاتمان را به آن گره زدیم مجبوریم بسیرای از عواقب تلخ آن را نیز بپذیریم اما از آنجا که نمی خواهیم دیگران در مورد ما چنین فکر کنند لذا ادای روشنفکری در می آوریم و کارهایمان را از منظر "نجات کشور" ، "شرایط حساس کنونی" ، " رسالت تاریخی" و ... توجیه می کنیم که خود نیز می دانیم حرف مفت است.
دوستی به طعنه می گفت کاش بهروز هم پاسپورت امریکایی داشت تا رسانه ها برایش جنجال به راه می انداختند، گزارشگران بدون مرز برایش اعتصاب غذا برپا می کرد و رئیس جمهور از قوه قضاییه درخواست می کرد تا حقوق اش رعایت شود، من در پاسخ گفتم کاش لااقل بهروز زندانی غیرخودی محسوب نمی شد تا یک وکیلی چیزی پیدا می شد و می رفت به او کمک می کرد.
این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای "ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران" است، ندارد.
سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد هر بار که کفگیر نیروهای اطلاعاتی برای تخطئه کردن مخالفین داخل و پرونده سازی برای حذف آنها به ته دیگ خورده است، بعضا از برچسب وابستگی به مجاهدین استفاده کرده اند تا برنامه شان را به پیش ببرند و صد البته از تبعات دراز مدت کارشان غافل بوده اند.
با توجه به این که ائتلاف همگرایان، ائتلافی مطالبه محور است و نه فرد محور، امکان بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی قبل از انتخابات برای ارتقای آگاهی مردم و انتقاد از سیاستهای زن ستیزانه نظام و بازخواست از کاندیداهایی که خود کم و بیش در تثبیت چنین سیاست هایی نقش قابل توجهی داشته اند، فرصتی است مغتنم که همگرایان هوشمندانه از آن استفاده می کنند و نباید مورد بی مهری دیگر فعالان جنبش زنان قرار گیرد.
از سوی دیگر نوع رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با متهم امریکایی پرونده ی جاسوسی و دیگر متهمین ایرانی نظیر منصور اسانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و دانشجویان دربند پلی تکنیک و فعالین حقوق زنان و اقلیت ها که مدتهاست درزندان به سر می برند ناگزیر ذهن را به سمت قانون جنجالی و ضد حقوق بشری کاپیتولاسیون می گرداند.
کمپین و هر جنبش مستقل دیگری کاری به ساختار سیاسی ندارد، به قدرت خود بیش از آن ایمان دارد که به التماس و در خواست از موضع ضعف تن دهد از این رو است که می بینیم دستاورد های جنبش زنان اتفاقا مربوط به دوره متصلب ترین دولتها می شود. زیرا در این دوره ها است که فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی چه به ناچار و چه از سر آگاهی نگاه خود را از حاکمیت چرخانده و به مردم بازگردانده اند.
